محمد ابراهيم سبزوارى
100
شرح گلشن راز ( فارسى )
بالجمله دل عارف باللّه « 1 » شناساى وجودى است كه او حقايق متباينه و افراد متماثله ندارد ؛ و مراتب متفاضله در او باعث اسناخ متباينه نيست ، مثل آنكه وجود مطلق شامل وجود ذهنى و عينى و لفظى و كتبى مىشود . و وجود را نور گويند - چنانكه ايشان اطلاق فرمودهاند - به جهت آنكه ظاهر بالذات و مظهر ماهيات است ، كه ماهيت بدون وجود ، اعتبارى محض است . و همچنانكه شعاع ، نور است ، شعاع شعاع هم نور است ، و الّا بايد ظلمت باشد و ظلمت ، عدم [ است ] ، و عدم آيهى نور نشود ، چه ، بين علّت و معلول سنخيت شرط است . دلى كز معرفت نور و صفا ديد * به هر چيزى كه ديد اوّل خدا ديد يعنى « 2 » چون تمام انوار وجودات ، برافروخته از نورالانوارند « 3 » ، لذا ديدن آنها ديدن اوست تعالى . « 4 » كما ورد فى القرآن : « وَ لِلَّهِ الْمَشْرِقُ وَ الْمَغْرِبُ فَأَيْنَما تُوَلُّوا فَثَمَّ وَجْهُ اللَّهِ » . چنانكه « 5 » مولوى فرموده « 6 » است : « گر چراغى نور شمعى را كشيد * هر كه ديد آن را ، يقين آن شمع ديد همچنين تا صد چراغ او « 7 » نقل شد * ديدن آخر لقاى اصل بُد » مثل آنكه نور اول از شمس بتابد بر قمر ، و از قمر بر ماه ، و از ماه بر مرآت ، و از مرآت بر ديوار . صادق است بر شعاع ديوار كه : « انه ظلّ و نور « 8 » من الشّمس » .
--> ( 1 ) . پا : ( باللّه ) را ندارد . ( 2 ) . شا : ( يعنى ) را ندارد . ( 3 ) . شا : نور الانوار است ( 4 ) . شا : ( تعالى ) را ندارد . ( 5 ) . پا : جناب ( 6 ) . شا : گفته ( 7 ) . پا : آن ( 8 ) . شا : ظل و نور