زين العابدين شيروانى

3

رياض السياحة ( فارسى )

إِنْ تَعُدُّوا نِعْمَةَ اللَّهِ لا تُحْصُوها . قادرى كه خرد خورده‌دان و عقل دوربين در تماشاى گلستان صنايع و بوستان بدايع او حيران وَ ما قَدَرُوا اللَّهَ حَقَّ قَدْرِهِ * . خداوندى كه جميع موجودات به زبان بىزبانى اداى ثناى بىمنتهاى او نموده‌اند و بقدم عجز و ناتوانى سپاس بىقياس او پيموده‌اند مصرع تعالى شأنه اللّه اكبر . عندليبان روضه ايجاد از هر غنچه كتابى خوانند و هر ورقى از اشجار امكان را بابى دانند نظم : برگ درختان سبز در نظر هوشيار * هر ورقى دفتريست معرفت كردگار . اطفال چمن ممكنات همگى در تسبيح و تحميد و نورسيدگان گلشن مكونات جملگى در تهليل و تمجيد اگر سرو است در هوايش پا در گل فتاده و اگر چنار است كف تضرع گشاده و اگر صنوبر است به بندگيش قد كشيده و اگر بيد است واله و مجنونش گرديده و اگر ارغوانست ز عشقش غرقه در خون و اگر تاكست بدارش سرنگون و اگر شمشاد است به خدمتش در قيام و اگر نخل است ز ذكرش شيرين كام اگر بنفشه است از غمش سوگوار و اگر لاله است ز دردش داغدار اگر سنبل است پريشانيش از اوست اگر گل سوريست از مهرش سرخ‌روست اگر خار است از گلزار آن نگار است و اگر نرگس است بيمار آن دلدار است اگر سوسن است حمد او گويد و اگر سمن است راه تسبيح او جويد وَ إِنْ مِنْ شَيْءٍ إِلَّا يُسَبِّحُ بِحَمْدِهِ وَ لكِنْ لا تَفْقَهُونَ تَسْبِيحَهُمْ بيت آسمان و زمين و هرچه در اوست * ذاكر و حامد و مسبح اوست بعد از حمد آفريدگار و ثناى حضرت كردگار زواهر تحيات و جواهر صلوات بر ارواح ساكنان فراديس قدس و عاكفان جنات انس كه هر يك در رياض نبوت و حدائق رسالت درو زيبنده و سرو خرامنده‌اند ، على الخصوص آن داير ديار سُبْحانَ الَّذِي أَسْرى و آن ساير فضاى قابَ قَوْسَيْنِ أَوْ أَدْنى ، آن شكوفهء باغ لولاك و آن ثمرهء شجرهء وَ ما أَرْسَلْناكَ * و آن شاهد يوم مشهود و آن شفيع روز موعود