زين العابدين شيروانى
مقدمه و پيشگفتار 34
رياض السياحة ( فارسى )
خودت هم شهيد مىشدى نعوذ باللّه در جهنم هستيد . اين سخنان حسن بصرى دلالت كامل بر ضعف ايمان و معرفت و فهم او دارد زيرا حضرت على ( ع ) خليفه ، ابن عم ، داماد ، برادر پيامبر اكرم و امير مسلمين و مؤمنين است اطاعت و حب او بر تمامى مسلمين واجب و لازم مىباشد . چطور ممكن است يك مسلمان با ايمان و عاقل و فهميده عايشه را كه يكى از زنان پيغمبر است و از امر پيغمبر بخاطر اطاعت نكردن از على عليه السلام تخلف نموده بر آن حضرت مقدم بدارد آيا عايشه از افراد اولوالأمر است ؟ آيا اطاعت و پيروى عايشه جزو وظائف مسلمين بوده است ؟ ! كه حسن بصرى حمايت نكردن از او را در واقعهء جنگ جمل با كفر برابر مىداند . دوم اينكه امير المؤمنين ( ع ) به حسن بصرى فرمودهاند : آن آواز برادر تو ابليس بود . روايت دوم : ابو يحيى واسطى مىگويد : چون امير المؤمنين شهر بصره را فتح نمود در صبح فرداى آن روز جمعى به قصد ديدار و ملاقات آن حضرت به خدمت او شتافتند و در ميان آنها حسن بصرى ديده مىشد كه اوراق سفيدى بدست گرفته و سخنان امير المؤمنين را ضبط مىكرد امير المؤمنين بصداى بلند او را خطاب كرد كه چه مىكنى ؟ حسن بصرى گفت آثار و كلمات شما را مىنويسم كه براى ديگران بعد از درگذشت شما حديث كنم امير المؤمنين فرمود آگاه باشيد كه در مقابل هر جمعيت و قومى يك نفر سامرى مىباشد و اين شخص سامرى شماهاست » « 1 » . البته عدهاى خواستهاند رفتار حسن بصرى را نسبت به امير المؤمنين عليه السلام توجيه كنند و يا فرمايش حضرات معصومين را تفسير به راى نمودهاند كه فقير تمامى آنها را ملاحظه كردم و هيچكدام از آن استدلالها قابل قبول نيست و چون بنا بر مختصرنويسى است از شرح آن و پاسخ به فردا فرد آقايان معذور هستيم حتى مؤلف محترم رياض السياحة در كتاب حدائق السياحة نيز مرقوم داشتهاند آنچه در طعن حسن بصرى روايت وارد است امير المؤمنين على ( ع ) تقيه كردهاند . حالا چرا تقيه فرمودهاند و چرا دربارهء ديگر از اصحاب كه جانشان در خطر بوده تقيه نكردهاند و چراهاى
--> ( 1 ) احتجاج طبرسى ج 2 ص 114