محمد حسن بن محمد باقر صفى عليشاه
مقدمه 20
ديوان صفيعلى شاه ( فارسى )
مرشد كامل بود چه حاصل ، تكليف اطاعت مرشد نقد است و الا بعد از شاه ولايت وجود هيچ كاملى لازم نبود يك حرف عرفا بر اهل ظاهر همين است . بالجمله بزرگ و رئيس بلد خود را تمام اهل سلسله معظم و محترم دارند و اين را اصل اصيل دانند و بدون اين اصل هيچ امرى پيشرفت نمىكند و رئيس هم بايد از قول و فعلى كه باعث سردى و كسالت مكلفين مىشود احتياط كند . قانون - هر شب جمعه احياى مجلس نياز كنند و در يك حلقه جمع شوند اگر قربانى و دعوتيست بهتر و الا شام از خانهء خود بردارند و مجلس حضرت - نعمت اللّه را احيا نمايند و ملتفت حق ولىنعمت حقيقى خود شوند و نگويند اين نان و سفره از ما بود . جمله محتاج و فقيريم صفى * نعمت اللّه ولىنعمت ماست و در بيرون نگويند كه شام از خانهء خود برداشته بوديم كه آن وسعت و بركتى كه در اين عمل است به اين حرف تمام مىشود . در مجلس نياز حرف دنيا نزنند و سخن جز بواجب نگويند و با ادب و حرمت نشينند و مشغول ذكر قلب باشند و حبس نفس كنند و حواس خمسه را بمعنى و هيئت ذكر حاضر دارند و در همه وقت از اعمال قبيح و ناشرع در مقام ترك و توبه باشند و خدا را حاضر دانند يعنى حاضر باشند كه خدا حاضر است و در هر آنى از آفات و مهلكات ظاهر و باطن پناه بشاه ولايت برند . وقت سحر حتىالامكان فقرا بيدار باشند بلكه از ثلث آخر شب تا صبح اقلا بين الطلوعين خواب نباشند و بذكر جلى يا خفى يا قرآن مشغول باشند اوراد فتحيه را هركس سواد دارد بخواند اگر نسخهاش در كرمان نيست بخواهيد تا بفرستم و هميشه با طهارات و لباس طاهر باشند و جنب نخوابند و در وقت خواب و بيدارى از اوراد موظفه كه در كبريت مظفرى مرقوم است غفلت نكنند كه در آن اسرارهاست زبان را از لغو و دروغ بىباعث و تهمت و غيبت نگاه دارند . به زيارت قبور مشايخ و اولياء همه هفته بروند و مدد طلبند كه معين مقصود است . هركس دارد عشر مال خود را بمستحقين اهل طريقت كه در همان بلدند برساند . ترك زكات موجب فاقه و ابتلا و كوتاهى عمر و عدم مراد است ، از بابت عشر جز به فقراى نعمت اللهى چيزى ندهند بلكه خيرات غير از عشر را هم