محمد حسن بن محمد باقر صفى عليشاه
مقدمه 21
ديوان صفيعلى شاه ( فارسى )
بر آنها مبذول دارند و عشر داخل را بخارج بلد نفرستند . اگر شيخ راه طريقت بىچيز باشد عشر اول به او مىرسد و حق اوست اما او هم نبايد ذخيره كند مواسات و مساوات در هر مقام بخصوص در اين مقام واجب است . اگر گرسنه و برهنهء از اهل طريقت باشد بر همه تكليف است كه اگرچه نيمنانى باشد به او رسانند و غفلت نكنند غربا و ابناء السبيل نعمت اللهى را مهمانى و دلجوئى نمايند اگر منزل و مقام محقر بود شام خود را به منزل او برند و با او صرف كنند روح مطهر نعمت الله از اين عمل شاد شود و صاحبش را دعا كند در خانه با اهل و عيال خود بدخلقى و خشونت نكند كه از آئين نعمت الله نفرت كنند و چيزى كه ممكن باشد از اهل بيت خود دريغ ندارند و اهل بيت را بخلق خوش به آئين فقر وادارند . در حفظ اسرار و امانات و ستر عيوب يكديگر بكوشند و از هم احترام دارند و ضعفاى قوم را تحقير ننمايند به عيادت مرضاى هم از غنى و فقير بروند و به جنازه و نماز اموات صغير و كبير كلهم حاضر شوند . اگر بجهة يك نفر گرفتارى پيدا شود همه اتفاق كنند و دست از هر كارى دارند بكشند كه اين بهمنزلهء جهاد است و بر همه لازم . مجادله و مباحثه در هيچ مطلبى باهم نكنند كه موجب رنجش است اگر دو نفر باهم كدورت كنند پيش سايرين اظهار و شكايت از يكديگر نكنند و هركدام اقدام به صفا كنند در معاشش توسعه مىشود و يك حاجتش را خداى برمىآورد و بر ديگران است ما بين آنها اصلاح كند و مزاح و شوخى باهم كمتر كنند و يكديگر را بكلامى وانزنند اگرچه سخيف و باطل باشد جز به ملايمت و خلوت نه در جمع . و بر يكديگر تمسخر ننمايند كه در انظار سبك و بيقدر شوند و از هم دلتنگ گردند نماز را بيشتر در مساجد نشينند كه مردم ببينند و گمان بد در حق فقرا نكنند نه اينكه قصدشان ريا باشد ريا شرك است . در اداى امانت و قروض دوست و دشمن كوتاهى نكنند كه وهن عظيم است از براى نوع . با منكر و مخالف و منافق مخالطه نكنند مگر به ضرورت و صحبت مذهبى ندارند كه نزاع بر پا شود و اسباب خفتى فراهم آيد دعوت هم بر كسى بايد كرد كه نفاق و انكارش معلوم نباشد وقتى معلوم شد دورى ضرور است . بار زحمت خود را بر شانهء هم نگذارند كه باعث بعد قلوب از يكديگر شود در مجالس از اندوه و پريشانى خود صحبت ندارند و اظهار ملالت نكنند ثمرى جز خفت خود و افسردگى ديگران ندارد . خلف وعده و خلاف عهد باهم نكنند