محمد حسن بن محمد باقر صفى عليشاه

مقدمه 10

ديوان صفيعلى شاه ( فارسى )

دروغ گفتن سعى در رسوائى كردن است . هيچ دروغى نيست كه معلوم نشود و صاحبش رسوا نگردد . و بدتر از هر دروغى ادعاى بيجاست كه بر طبقش دليل موجهى نباشد . شخصى گفت من به يك تير سه نشان مىزنم گفتم يك نشانش را بزنى و نگوئى بهتر از سه نشان كه نزنى و بگوئى . جماعتى گفتند فلان مدتهاست مبالغى از ما گرفته كه طلا بسازد و باهم نزاع داشتند . مرا حكم ساختند گفتم دگر پول به او ندهيد و آنچه داده‌ايد مطالبه نكنيد . گفتند خودمان ديديم ساخت گفتم دگر نبينيد . شخص محترمى گفت چند شب است خواب مىبينم مرا به آسمانها مىبرند و وعده‌ها مىدهند و ديشب مرا بعرش بردند و وعدهء نبوت دادند گفتم چه مىكنى گفت شب با وضو مىخوابم . گفتم ديگر با وضو مخواب كه بالاتر از عرش جائى نيست . اى عزيز هر ادعائى دليل كذب است زيرا كه اگر داشته باشد حاجت بدعوى نيست . هركس زبانش به نيكى مردم نگردد ذكرش به نيكى نشود . كسى را كه سفره باشد اسم نباشد . كسى را كه احسان نباشد دوست نباشد . كسى كه غيبت كند هميشه دلتنگ باشد . كسى كه افترا به كسى ببندد ناكام ماند . كسى كه دروغ بگويد از همه كس بترسد . كسى كه حفظ الغيب احباب خود نكند محل وثوق احدى نگردد . كسى كه عمدا تخفيف شأن مردم كند ذليل گردد . كسى كه در اداى امانت قصور كند به ضلالت افتد . كسى كه در وقت توانائى تعدى كند زيردست فرومايگان شود . كسى كه ناكسى را بر عزيزان تفوق دهد در انظار حقير گردد اگرچه سلطان مقتدرى باشد . كسى كه مال مردم را بظلم گيرد زود بميرد و اولادش محل ترحم شود . كسى كه خودپسند باشد هرگز احدى با او موافق نشود و بىكس ماند . كسى كه حقوق نگه ندارد از هرجا كه اميد دارد نااميد شود و كسى كه زيردست بيازارد هرگز رفعت نيابد و خوار گردد . هركس به خوش‌آمد قوى انصاف ضعيف ندهد كلامش پيش همه كس بىوقع شود اگرچه صادق باشد . كسى كه كارى از دستش برآيد و از خواهشمندى دريغ دارد در وقت محنت غمخوار ندارد . كسى كه دنيا را از بهر خود خواهد روزگار بر او تنگ گيرد . كسى كه اوقات صرف قمار كند هرگز دلش شاد نشود .