محمد رضا قمشه اى
40
مجموعة آثار آقا محمد رضا القمشه اى حكيم صهبا ( فارسى )
« من ( جهانگير خان ) سابقه تحصيل به حضرت قمشهاى را به طهران و به همان ليلهء ورود به محضر وى شدم ، هيچگونه جنبه ( علمايى ) نداشت ! به كرباس فروشان سده « 1 » مىمانست « 2 » به حال جذبه و چون طلب بنمودم بفرمود كه فردا به خرابات آى و خرابات ، محلى بود به بيرون خندق و درويشى بدان ، قهوه خانهاى داشت ، محل تردد اهل ذوق . فردا بدان مقام شدم و بيافتم او را به خلوتگاهى به حصيرى نشسته و اسفار برگشودم و او بخواند آن را از سينه و چنان تحقيقي كرد كه نمانده بود كه ديوانه شوم و آن حالت من دريافت و فرمود : قوت مى بشكند إبريق را » « 3 » . در مورد چگونگى تدريس آن مرحوم ، علامه آقا بزرگ تهرانى - رحمه اللّه - در اعلام الشيعة ، مىنويسد : « كان مشغولا بالتدريس في اكثر العلوم ، الّا انّ اختصاصه في المعقول و العرفان و كتب المتصوف اكثر ، و كان يدرس اكثر كتب محى الدين ابن العربي و شروحها و سائر رسائل العرفاء » . « 4 » [ در اكثر علوم مخصوصا در فلسفه و عرفان تدريس مىكرد ولى كتب متصوفه را بيشتر و اكثرا كتب محى الدين ابن عربى و شروح آن و سائر نوشتههاى عرفا را
--> ( 1 ) - سده : خمينى شهر كنونى در غرب اصفهان واقع است . ( 2 ) - ميرزاى عبرت نيز مىگويد : « هيچ دعوى فضل نمىكرد . هر كه او را در محفلى مىديد گمان دانش و مقامى كه او را بود ، نمىكرد . » مدينة الأدب ج 2 ص 733 ( به نقل از تاريخ حكما و عرفا . . . ) . ( 3 ) - صدوقى « سها » ، منوچهر ، تاريخ حكما و عرفا . . . ، ص 58 . در تاريخ 13 / 1 / 78 در ملاقاتى كه با استاد آشتيانى داشتيم فرمودند : « هيچ دليل و سندى كه داشته باشيم مرحوم جهانگير خان قشقايى به تهران رفته باشد و اين قضيه رخ داده باشد ، نداريم . اين از آن سرى داستانهاى موضوعه و ساختگى است . ( 4 ) - تهرانى ، آقا بزرگ - رحمه اللّه - ، اعلام الشيعة ج 1 ق 2 - ص 733 .