محمد رضا قمشه اى
37
مجموعة آثار آقا محمد رضا القمشه اى حكيم صهبا ( فارسى )
( رفع اشكال نمودن استاد در خواب ) در تاريخ شهرضا آمده است : « موضوع ديگر اين كه مرحوم آقا محمّد رضا قمشهاى در مدرسه با طلبهاى سر موضوع عقلت و غفلت بحث داشته و اين موضوع بىنتيجه مىماند ، تا آقا محمّد رضا از دنيا مىرود بعد از فوت ، آقا محمّد رضا به خواب دوست خود مىآيد و در عالم خواب به او مىفرمايد عقلت درست است ، اين طور نيست ؟ » « 1 » . ( گذشت و كرم حكيم آقا محمّد رضا ) به غير از بخشش تمام اموالى كه استاد در خشكسالى و قحطى به سال ( 1288 ه . ق . ) داشته و تمام ما يملك خود را كه شامل تملكات كشاورزى ، در قسمت فضلآباد شهرضا ( قمشه ) بوده ، به درماندگان مىبخشد ، يك بار ديگر اين عدم تعلق به حطام پست دنياوى وى را ، در حكايتى كه آقاى جمالى در كتاب تاريخ شهرضا آورده است ، مكرر مىبينيم : « زمانى كه آقا محمّد رضا قمشهاى در تهران به امر تدريس مشغول بوده ، چند نفر از طلاب قشرى نسبت به تدريس فلسفه ، بخصوص فلسفه يونان به شيخ ايراد مىگيرند ، بخصوص اينكه طلاب فوق ، مخالف امر تدريس فلسفه نيز بودهاند . طلاب ابتدا نزد حاج سيّد على نقى از علماى آن روز تهران مىروند و از او مىخواهند ترتيبى داده تا شيخ را از تهران تبعيد و وادار به اقامت در شهر ديگرى نمايند . بايد دانست كه حاج سيّد على نقى در دربار ناصر الدين شاه مقامى داشته و
--> ( 1 ) - همان كتاب ، ص 272 . آشتيانى ، جلال الدين ، مقدمه تمهيد القواعد ابن تركه اصفهانى ، ص 42 . به كمك استاد صدوقى « سها » صحيح اين عبارت را يافتيم كه عقلت ( متوحّدة ) است . ولى در كتب ديگر ( غفلت و غفلت ) مسامحة ذكر شده است . طبق تحقيقي كه به عمل آمد طلبهء دوست آقا محمّد رضا كه در متن آمده همان شاگرد ممتاز او آقا ميرزا هاشم اشكورى بوده است .