محمد رضا قمشه اى
31
مجموعة آثار آقا محمد رضا القمشه اى حكيم صهبا ( فارسى )
آقاى صدوقى ( سها ) در اين باب مىفرمايند :
--> رفت و به تحصيل علوم عربيه و ادبيه مشغول شد و به اقصى الغاية تحصيل نمود . چنان كه به ملّا عبد اللّه نحوى معروف شد از خوى به كربلا رفت و خدمت مرحوم مغفور آقا سيّد على طباطبايى صاحب رياض ، مشهور به شيخ كبير به تحصيل علم اصول فقه ، مشغول شد . پس از چندى به دار الايمان قم رفت و در خدمت مرحوم آقا ميرزا ابو القاسم قمى صاحب كتاب قوانين الأصول به خواندن آن كتاب مواظبت نمود . پس از فراغ به اصفهان رفت و خدمت مرحوم ملّا على نورى به تحصيل علوم حكميه و در خدمت مرحوم آقا سيّد محمّد ولد آقا سيّد محمد ولد آقا سيد على طباطبايى مذكور به تحصيل علم فقه مشغول شد و از علوم رياضيه نيز به قدر امكان تحصيل نمود . پس از آن كه مرحوم حاج محمّد حسين خان مروى در دار الخلافهء تهران مدرسهء مروى را عمارت كرد و به إتمام رسيد از خاقان خلد آشيان استدعا كرد كه مرحوم ملّا على نورى را از اصفهان به تهران احضار فرمايد تا در آن مدرسه تدريس فرمايند . پس از إبلاغ احضار مرحوم ملّا على نورى در جواب نوشت كه « در اصفهان قريب دو هزار نفر ! ! طلاب مشغول تحصيل علم معقولند كه چهار صد نفر بلكه متجاوز ! ! كه شايستهء حضور مجلس درس هستند به مجلس درس اين دعاگو حاضر مىشوند . چنانچه در طهران بيايد موجب پريشانى اين همه طالب علم خواهد شد . » پس از رسيدن جواب مرحوم خان مروى استدعا نمود كه مجددا فرمايش شود كه يكى از ، تلامذهء خود را كه لايق دانند ، روانه كنند . آن جناب مرحوم ملّا عبد اللَّه را معين فرمود و به طهران فرستاد و در مدرسهء مذكور مدرّس شد . . . و مدت بيست سال در آن مدرسه تدريس فرمود و به رحمت ايزدى پيوست . تاريخ وفاتش ( روح عبد اللّه همى روحانيون را ، پيشوا ، 1257 ) . مصنفاتش 1 - لمعات الهيه در اثبات واجب الوجود و اثبات صفات او تبارك و تعالى . 2 - انوار جليه در شرح حديث كميل تخمينا سه هزار بيت . 3 - رسالهء عليّه در چگونگى غضب خداوند بر عاصين . ( طرائق الحقائق ج 3 صص 236 - 235 به نقل از تاريخ حكما و عرفا . . . ) بايد اضافه نمود كه آقا سيّد رضى لاريجانى به دعوت مرحوم ميرزا على رضاى گرگانى مستوفى و آقا ميرزا حسن نورى به دعوت اعتماد السلطنة و ميرزا ابو الحسن جلوه براى استفاده از درس حكيم سبزوارى ، عازم سبزوار شده ولى در تهران از رفتن به سبزوار ، منصرف شده است و رفتن آقا محمّد رضا براى احقاق حقوق بوده ولى آن جا ماندگار شده است ، به هر حال رفتن دوستان در تصميم او بىتأثير نبوده است . ( آشتيانى ، سيّد جلال الدين - مقدمه تمهيد القواعد - صص 11 و 12 . ) .