محمد رضا قمشه اى

30

مجموعة آثار آقا محمد رضا القمشه اى حكيم صهبا ( فارسى )

3 - شكايت به حكام قاجار از برخى خوانين و اصحاب جاه و مال كه املاك او را غصب نمودند و به مردم آن سامان ظلم و تعدى روا داشتند كه به علت عدم دريافت پاسخ و رسيدگى از سوى حاكمان آن عصر قصد بازگشت داشتند و ليك بنا به دليلى در تهران ماندگار شد و علت اين ماندگارى را داستان دلكشى است كه آقا مرتضى مدرّس آن را روايت كرده و گفته است من آن را از آقا شيخ عبد الحسين رشتى - رحمه اللّه - شنيدم كه به قرار ذيل است : « قمشه‌اى در سفر تهران به مدرسهء صدر شد و محصلى كه انموذج همى خواند سؤالى از او كرد و چون جواب شنيد به نزد طلاب شد و گفت ، آخوندى آمده است كه انموذج خوب مىداند ؟ ! و استاد آنان بيامد و فضل وى دريافت و گفت كه شما را حاصلى از وى نتواند بود و به هر تقديرى كه بود نگه داشتند او را » « 1 » . مرحوم نايب الصدر مىنويسد : « به هر حال او در آن جا به تدريس آغازيد و هر چند كه حكمت نيز مىگفت ولى همّ خويش را بيشتر مصروف تدريس معارف عرفانى مىكرد بدان پايه كه يكى از شاگردان او به نام محمود حسينى ساوجى در پشت جلد مجموعه‌اى املّا كرده است كه : ( خداوند رحمت فرمايد آقا محمّد رضا اصفهانى قمشه‌اى را كه در عصر ناصر الدين شاه فتح باب تدريس عرفانيات و تصوف از او شد . . . شرح فصوص الحكم و كتاب تمهيد را قبل از ورودشان به دار الخلافة ، كسى نمىدانست چه رنگ است ) » « 2 » .

--> ( 1 ) - شواهد - مشهد - ص 127 . مستفاد از جغرافياى اصفهان : تحويل دار ص 29 با عنايت به سال تأليف كتاب آقاى همايى نيز بدين معنا اشاره كرده است ص 21 . ( به نقل از تاريخ حكما و عرفا ) ( 2 ) - مرحوم معصوم على شاه صاحب طرائق الحقائق نوشته فوق را در كتابخانه آقا على مدرّس فرزند ملّا عبد اللَّه زنوزى يافته و آن را در كتاب خود بدين مضمون آورده است : « مرحوم مغفور ملا عبد اللّه مدرس ، مسقط رأسش قرية زنوز از قراء تبريز در بدايت سن از زنوز به خوى