محمد رضا قمشه اى

122

مجموعة آثار آقا محمد رضا القمشه اى حكيم صهبا ( فارسى )

گر علم تو با عمل برابر گردد * كام دو جهان تو را ميسر گردد مغرور مشو كه خوانده‌اى چند ورق * ز آن روز حذر كن كه ورق برگردد در مقام معرفت از همّت پير مغان * در گذشتيم از صفات و محو ذاتيم ما گر توئى از پار و دم سائيده‌هاى مدرسه * پاچه ورماليده كوى خراباتيم ما ميان زهد و رندى حالتى دارم نمىدانم * كه چرخ از خاك من تسبيح يا پيمانه مىسازد براى گيسوى دلدار ، در دلهاى شب گاهى * فلك از استخوان سينه من شانه مىسازد گفتم چشمت ؟ گفت به بدمست مپيچ * گفتم دهنت ؟ گفت مگو هيچ از هيچ گفتم زلفت ؟ گفت پريشان مسراى * باز آوردى حكايت پيچاپيچ « 1 » » ( 9 - حكيم ملّا على سمنانى ) استاد مدرّسى چهاردهى در ترجمان احوال اين فيلسوف بزرگوار مىنويسد :

--> ( 1 ) - حقيقت ، عبد الرفيع ( رفيع ) ، تاريخ سمنان ، صص 213 تا 215 .