محمد رضا قمشه اى

109

مجموعة آثار آقا محمد رضا القمشه اى حكيم صهبا ( فارسى )

آورده . . . . » « 1 » وحيد مىنويسد : « من از جهانگير خان با اينكه چندين سال در محضر درس وى حاضر بودم هيچگاه دعوى شعر و شاعرى نشنيدم . . . و پس از رحلت وى از شاعرى و شعر وى وسيلهء شيخ محمّد حكيم كه به وى محرم‌ترين اشخاص بود آگاه شدم . از اشعار او : تا ياد چين زلف تو شد پاى بست ما * رفت اختيار عقل و سلامت ز دست ما از صرف نيستى چو كسى را خبر نشد * عشقت چگونه كرد حكايت ز هست ما غمگين مشو ، گر از ستمش دل شكسته‌اى * كارزد به صد هزار درست ، اين شكست ما از دشمنان ملامت و از دوستان جفا * بوده است سرنوشت ز روز الست ما گشتم ز هجر ، غرقهء درياى اشك خويش * تا ماهى وصال كى افتد به شست ما » « 2 » ولى اثر كتبى آن بزرگوار ظاهرا منحصر به شرحى است كه بر نهج البلاغه نوشته است . شيخ حسن خان جابرى مىنويسد : « شصت سال قبل كه 1314 هجرى بود و در مدرسهء صدر در خدمت آن بزرگ

--> ( 1 ) - تاريخ اصفهان ، بلا طبع و تاريخ ، ج 3 ، ص 56 ( به نقل از تاريخ حكما و عرفا . . . ) . ( 2 ) - ارمغان ، تير و مرداد ، 1318 ، ص 241 - 239 - بزرگان نامى پارس ، ج 2 ، ص 1070 .