محمد حسن بن محمد باقر صفى عليشاه
99
عرفان الحق ( فارسى )
اما فتوت صوفى : اول بهر تمنائى ديگران را بر خود ترجيح دهد . دويم منت ننهد . سيم عوض نخواهد . روز خندق محمد مختار * كرد رو بر مهاجر و انصار تا كه بر جنگ عمرو دارد دل * همه بودند از جواب خجل كرد تكرار پس على برخاست * گفت احمد هميشه حق با ماست ليك اول چرا نداد جواب * آنكه دارد به جنگ خصم شتاب گفت تا اين فضيلت و دولت * باشد از بهر ديگرى قسمت خواستم ديگرى كند اقدام * شايد او را ز حق بود اكرام من نگيرم به ديگران پيشى * اينچنين است بذل درويشى كز صفى پيشهء محبت را * ياد گير از على فتوت را اما استغناى صوفى : اول چيزى نگه ندارد . دويم از كسى نخواهد . سيم اگر بدهند نگيرد . از خلق بىطمع و طلب باشد نه بىتواضع و ادب . صوفى از خلق چيزى نخواهد و از خلق چيزى نكاهد . شاه و گدا را به يكچشم بيند و بر درى به خواهش ننشيند . اما طمأنينه صوفى : اول بذكر موفور است . دويم بظهور مذكور . سيم به بقاى منظور . اما اعتصام صوفى : اول بحبل معين است . دويم بصفات مبين سيم بذات مزين . اما استقامت صوفى : اول به خدمت است . دويم بصدق عزيمت سيم بتعظيم جهت . اعنى جهة الوجود بالشهود و ذلك اينما تولوا فثم وجه الله ( 122 ) . اما شوق صوفى : اول بصحبت مولاست . دويم به خدمت مولى . سيم به فناى در محبت مولى . اما انس صوفى : اول به ياد محبوبست . دويم به و داد محبوب . سيم