محمد حسن بن محمد باقر صفى عليشاه

88

عرفان الحق ( فارسى )

بيان توكل در اين مقام نيكو مناسب است و زبدهء مطالب . و توكل اعتماد به خداست و وثوق به وعدهء خدا و يأس از وعدهء خلق . و توكل امرى است دقيق و بحرى عميق . اين دولت را بهر ناقابلى ندهند و اين منت بر جان هر ناقصى ننهند . در راه طريقت قدم جز بتوكل نتوان گذاشت و بار تكليف را جز به قوت توكل نتوان برداشت . راهرو گر صد هنر دارد توكل بايدش . و توكل نه آنست كه تو فارغ نشينى و ناكشته خوشه‌چينى . با توكل زانوى اشتر ببند . يعنى نفس خوارىطلب را در صحراى طبيعت به اختيار خود وامگذار ، او را ببند و به قسمت خود رضا دار . در كار معاد و امر معاش از افراط و تفريط بر كنار باش . يعنى بيكار منشين به اميد رزق مقسوم ، و جان بى جا هم مكن بطلب نعمت معدوم . تو هم از اجزاى عالمى و يكى از ابناى آدم . عالم و آدم همه در حركاتند و مستحق بركات . نه غيرتست كه اجزاء همه خدمت كنند و تو غفلت ، همه در نظم عالم دخيل باشند و تو در حق‌گزارى بخيل . تو هم قدم به فتوت گذار و خدمت خود را بجا آر . جماد راضى نشود كه همه در نمود باشند و او بىوجود . تو كه زبدهء ممكناتى چرا در عين حيات فانى و مات ؟ حركت كن نه بعنوان آنكه حركت خود را علت حصول رزق دانى يا اگر حركت نكنى از رزق مقسوم خود محروم مانى . بلكه به اين نيت كه باستقبال عطاى دوست بايد شتافت و از عطادهنده بىمنت نعمتى تازه و اقبالى بىاندازه يافت . خدمت به غيرت كن نه به علت حصول نعمت . اگر گوئى تا سعى نكنم چيزى نرسد مشركى و اگر گوئى چون مىرسد بسعى و طلب چه حاجت بطال و