محمد حسن بن محمد باقر صفى عليشاه

80

عرفان الحق ( فارسى )

دقيق النظر ، نيست مگر به همين جهت كه عيوب و اغتشاش بر طرف شود و نقش فساد از صفحهء روزگار زائل گردد ، آدم مكرم شود و عالم منظم . اطاعت امر سلطان عادل ، كه دخيل نظم ظاهر عالم است و دعاى او هم به همين ملاحظه بر افراد عباد حتم است ، كه نفوس تماما از فتنه اهل طغيان در حصار امن‌وامان محفوظ و محروس باشند . و به حسب ظاهر ديده مىشود پادشاه هر امرى از امور مملكت را بامير مقتدرى مىسپارد و زمام كليه امور را به كف كفايت وزير اعظم منحصرى مىگذارد ، تا كارگزارى و عقل و رعيت‌دارى آن وزير بچه پايه باشد . چنين شخصى اولا بايد نفس خود را از معايبى كه خلاف نظم و قانون ملك و ميل ملك است معرى و مبرى سازد تا به حدى كه آمال خود را بياندازد و دقيقه‌اى بميل خاطر و آسايش نفس خود نپردازد ، و مال و جان و هستى خود را در راه خدمت پادشاه و اطاعت امر و اجراى احكام او و انتظام مملكت او و حفظ رعيت و سپاه او به محبت فدا كند . چنين دستورى بكمال تقرب پادشاه و نهايت عزت و جاه رسد ، و او را دو مقام و دو حال است : يكى حال و مقامش اخلاص و جان‌نثارى و ترك تعلقات و تعينات و تصورات و شئونات خود نسبت به پادشاه ، و اين حال را ولايت گوئيم ، و يكى اجراى امر سلطنت و حفظ مملكت ، و آن را نبوت خوانيم . و لهذا توان گفت ولايت رفع حجاب است و نبوت وضع حجاب . در زبدة الاسرار گفته‌ام شعر [ پرده‌اى آن دم ز شرع كاملش . . . ] پرده‌اى آن دم ز شرع كاملش * در ميان جسم و جان شد حايلش در ولايت غير از وجود پادشاه نماند و دوئيت از ميان برود . وحدت