محمد حسن بن محمد باقر صفى عليشاه

70

عرفان الحق ( فارسى )

احدى شايسته اين امر نبوده و نيست ، و الا ترجيح مرجوح بر راجح لازم آيد و در دين خدا و دستگاه جبروت كبريا افراط و تفريط الى غير النهاية رخ نمايد ، از آنكه شيخين زاد الله اجرهما نه صاحب مقام بودند و نه آگاه از تمام احكام . اما خلاف ادب هم نتوان كرد و باهل ظاهر شريعت در هيچ زمان طعن نتوان زد . بر سر مطلب رويم و بيان خرقه كنيم : بدانكه تصديق بانبياء و رسل ، مخصوصا به خاتميت محمد مصطفى ( ص ) ، اسلام است ، و اقرار به امامت اثنا عشر و ممتاز دانستن آنها را از تمام بشر ، بعد از پيغمبر ، و محبت هريك را واجب دانستن و مهدى موعود را كه ولايت به او ختم است به حيات عنصرى باقى شمردن اصل ايمان . و اعتراف به اولياى راشدين و عرفاى كامل يقين در هر زمان باب عرفان . ثم اتقوا و آمنوا ثم اتقوا و احسنوا الآيه ( 105 ) اين احسان بمعنى عرفان است و بعد از تحصيل عقايد حقه اسلاميه موجب تكميل ايمان و نتيجه وجود انسان به معرفت و عبوديت خداوند رحمن . و عنوان معرفت قبول ارادتست هركه رو از ارادت تافت معرفت نيافت . علامت محبت و ولايت ولى اللّه اعظم ارادت و خدمت و تولى به اولياى اوست كه هادى خلقند بصراط معرفت او و منور قلوبند به نورانيت او و قائد نفوسند بطريق ولايت او . از آن سلطان بشير ، در خم غدير ، عهد ولايت و بيعت و محبت او را از خلائق گرفت و قرار دين مبين خود را بولايت على داد ، و عارفانه بنائى نهاد ، تا باب رحمت بر همه باز باشد و دست هر عالى و دانى در هر زمان بسوى مكرمتش دراز :