محمد حسن بن محمد باقر صفى عليشاه
69
عرفان الحق ( فارسى )
مطلق است بر خود ، در كسوت تعينات كلاميه ، باطنا و ظاهرا ، معنى و لفظا . آدم كتاب ناطق معارف الهى است و كتاب معرف آدم اكبر ربانى . آدم حقيقى كه صفات الله اعظم است از مقام جمع وحدت بعالم كثرت قدم گذاشت و همت بحفظ مراتب ممكنات گماشت . بمصداق أنا عبد من عبيد محمد لباس بشريت پوشيد و با خلايق همصورت گرديد و بر مسند انى جاعل فى الارض خليفة ( 102 ) متمكن گشت . و كتاب ازلى كه كلام الله معنوى است از لاهوت خود ، كه لوح محفوظ علمى است ، در عالم ناسوت نزول يافت و قبول صورت بسطور كتب و لفظ نمود . چون كتاب از صورت الفاظ به حقيقت خود راجع شود و از تركيب حروف به بسيط معانى برگردد آدم اول است . و چون آدم كه هيكل توحيد و خليفة الله مجيد است از ارض خلافت بسماء وحدت عود كند و باصل خود وصل گردد عين ام الكتاب . لهذا رسول امجد وديعه خود را در نشئهء صورت كلام الله و عترت گذاشت . صورتى در زير دارد آنچه در بالاستى . يعنى از كتاب به صورت الفاظ قانع نشويد و از راهى كه كلام الله ناطق با شما همراه نيست مرويد حسبنا كتاب الله ( 103 ) نگوئيد ، و چنگ بعروةالوثقاى ولايت زنيد كه خلافت رسول منحصر به احكام ظاهره و سياست مدنيه نيست ، بلكه هزار نكته باريكتر ز مو اينجاست . تا كسى آگاه بر دقايق نبوت و ولايت نباشد و اسرار موجودات را كما هى نداند و بر حقائق اشياء عارف نشود و از ذات پروردگار بتشريف انت وليى و خليفتى ( 104 ) مخلع نگردد سزاوار خلافت نبود . به مقدماتى كه ترتيب داديم و بنيادى كه نهاديم بعد از رسول خلافت حق على است . و از خلق اولين و آخرين و اهل آسمان و زمين