محمد حسن بن محمد باقر صفى عليشاه
49
عرفان الحق ( فارسى )
خلق بدوام رؤيت قلب الى عالم الخفيات . درويشى در انجمن ذكر مىكرد به او گفتند در اين شائبه رياست و ذكر حق در خلوت اولى . گفت اگر خلق در نظر باشند خلوت هم مثل انجمن ، و اگر در نظر نباشند همه جا خلوت است . و نور اخلاص در سه حجاب مخفى است : اول حجاب ريا ، دويم حجاب آمال ، سيم حجاب عجب . و رفعش به سه چيز شود : اول به غيبت از خلق ، يعنى خلق را مرده پندارد و نابود شمارد . و دويم به غيبت از عمل ، يعنى خود را لايق حضرت نداند و طاعت خود را شايسته اجر ، و حاضر درگاه به بىعملى شود و از اعمال خود منفعل بود . مانند عاملى كه در حضور سلطان عادل ننگى كرده باشد و در عملش ايراد بود ، از آن مضطرب است كه مبادا از اعمال او سؤال كنند . اگر نكنند تفضلى داند . و سيم غيبت از خود كه حجاب عجب به آن مرتفع گردد . مجملى هم از معناى ريا بشنو و از آن برحذر شو و در تميز رذائل نفس ميزان كلى بدست آر و نسنجيده قدم برمدار . و گفتهاند ريا در نفس از حركت مورچه سياه در شب بسيار تاريك بر سنگ سياه مخفىتر است . و بايد دانست كه خواص يعنى ارباب سلوك و مجاهده را در نفس ريائى تواند بود كه عوام يعنى اهل ظاهر را آن نوع ريا نيست و تصور نتوانند نمود . و ارباب ظاهر برآنند كه حسنات خود را در انظار جلوه دهند تا مردم را بر آنها رغبت زياد شود . فقيهى به حكيمى گفت نماز تو را ديدم طمأنينه نداشت و نماز را بايد با طمأنينه تمام گذاشت . حكيم گفت اگر توهم ساختگىها را از نمازت بيندازى بيش از اينش نخواهد ماند . اما ريائى كه در زواياى نفس مخفى است چگونه و چيست ؟ من جمله