محمد حسن بن محمد باقر صفى عليشاه
18
عرفان الحق ( فارسى )
وقتيست كه گنجايش هيچ ملك مقرب و نبى مرسلى در آن نيست و خلق از اين حال بىخبرند و از اين كمال بىاثر . خصائل صوفى بسيار است و سه خصلتش دائما در كار التمسك بالفقر و الافتقار و التحقق بالبذل و الايثار و ترك التعرض و الاختيار . ( 12 ) و صوفى نه با غير الفت دارد نه بر خود كلفت . از همه كس دور است بسر تنزيه و با همه كس مسرور به حكم تشبيه . بايزيد گويد خلق را مرده پنداشتم و بر آنها نماز ميت گذاشتم و سالهاست كه بجز با حق تكلم ندارم و خلق پندارند با آنها صحبت مىگذارم . و صوفى چون آفتاب است كه بر هر لطيف و كثيفى بتابد و از هيچ زشت و زيبائى تأثر نيابد . و صوفى مرآتى است مصفى ، هرچه در مقابل آن آيد همان را نمايد . و صوفى هيچ سودى نخواهد و از هيچ زيانى نكاهد . نه تمناى ثواب كند نه طلب نجات از عذاب . و صوفى نه انديشه بد كند نه تصور نيك ، نه روز بر او روشن بود نه شب بر او تاريك . بايزيد را گفتند بامدادت بخير گفتا مرا نه بامداد است نه شبانگاه . يعنى از زمان و مكان بيرون است و مستغرق بحربى چون . و صوفى نه كار دارد نه مجال نه اميد داند نه آمال . و صوفى به مثل گوهريست كه درستش قيمت دارد و شكستهاش قوت ، كاملش گنج است و ناقصش دفع رنج . و صوفى اگر عيب بيند هم روپوش كند و هم فراموش . بر قبايح ستار است و در مكاره بردبار . و صوفى نه از مدح كسى خرم شود و نه از قدح كسى درهم . و كمال صوفى فقر بعد از غناست و فناى بعد از بقاء . صوفى دنيا را انداخت ذخيره آخرت را هم باخت و خاطر از هر دو پرداخت و هيچ مقامى را محل اقامت نساخت .