محمد حسن بن محمد باقر صفى عليشاه
111
عرفان الحق ( فارسى )
عزت دنيا تو راست و هم اجر عقبى . تعليم اول : بدانكه سه چيز در سه چيز مخفى است كما ورد فى الحديث : رضاى حق در طاعت او ، و سخط الهى در عصيان او ، و اولياى او در خلق او . احتياطا تحقير هيچ طاعتى نبايد كرد ، شايد رضاى حق در آن باشد ، و تحقير هيچ عصيانى نبايد نمود ، شايد سخط حق در آن بود ، و تحقير احدى از آحاد ناس نتوان نمود شايد ولى باشد . و هركس را ديديد بر خلاف اين بود تو بر خلاف جمله باش و به سيرت اهل حزم عمل كن . ارشاد : اگر دارندهاى نادار را بدار و اگر ندارى تخم بد مكار و زارى را ميازار ، حكمة : اگر خواهى پردهات را ندرند پردهاى را مدر . عيب مردم را بپوش تا عيبت پوشيده ماند . گمان كردهاى كه عيب خلق را از پرده درآوردهاى و خودت در پردهاى ؟ تنبيه : عزت خود را در ذلت ديگرى مپندار و هر حقى را به ذى حقش واگذار ، كه عزت و ذلت خدائى است ، بتدبير خلق نيست . حسد بر خلق از خود كاستن است و بيش از حق خود خواستن . نصيحة : دست افتادگان را لله بگير تا هرگز نيافتى . در كار كسى اخلال مكن تا كارت خلل نيابد . معرفة : تو بنفس وجود موجودى و او همه كمال است . حاضر خود باش كه نقصانت عارضى است ، تا در اصل باشى عرضى نيست كه دفعش لازم بود . مثال : چراغ صرف روشنى است . چون چشم برهم گذارى هيچ نبينى . چشم باز كن هيچ جا تاريك نيست .