صفى الدين محمد طارمى

420

انيس العارفين ( تحرير منازل السائرين ) ( فارسى )

طلب قبل از ابتداى اخذ در ولايات « 1 » به خلاف برق ؛ پس به درستى كه او مبدأ اخذ است در ولايات « 2 » . پس برق ضوئى است زايد بر نور وجد ، ليكن او ابقا است از برق ؛ چرا كه برق نوردارتر و جذب‌كننده‌تر است ، و اقتضا نمىكند شدّت طلب را مثل وجد ؛ پس درنگ نمىكند چرا كه او محترق و جاذب و فناكننده است ، و وجد شوق‌آورنده و بىآرام‌كننده و باقىگذارنده است ؛ يعنى مقتضى است از براى وجود ، از جهت بودن او باعث بر طلب و سعى . پس از اين جهت است كه مىباشد درنگ‌كننده مدّتى و « 3 » مصحوب مىباشد سالك را در اثناى احوال و بعد از لمعان برق و دخول در طريق ولايات « 4 » مادامىكه باقى است از صفات سالك بقيّه‌اى . و از اين جهت بود كه گفت : « و فرق در ميان ايشان آن است كه وجد واقع مىشود بعد از دخول در او » - يعنى در طريق ولايت - به اين معنى كه باقى است بعد از دخول در ولايت ، نه آنكه حادث و ظاهر مىشود بعد از دخول . پس به درستى كه او حادث مىشود قبل از دخول . و تشبيه كرد « وجد » را به « زاد » كه او مصحوب سالك است در طريق ، مادامىكه زنده و باقى است . و تشبيه كرد « برق » را به « اذن » ، پس به درستى كه او جذبى است به تجلّى عينى « 5 » سريع السقوط و فرورونده . پس گويا كه ظاهر شده است از براى او محبوب و اذن داده است او را در دخول در حضرت ، و گفته است براى او : « نزديك شو به من » و پوشيده و مستور شده است . پس او مقامى است بالاتر از وجد و عزيزتر از او ؛ و از براى عزّتش قليل است درنگ نمودن او .

--> ( 1 ) . اصل : ولايت . ( 2 ) . همان . ( 3 ) . ك : - و . ( 4 ) . اصل : ولايت . ( 5 ) . اصل : - عينى .