صفى الدين محمد طارمى

416

انيس العارفين ( تحرير منازل السائرين ) ( فارسى )

باب الهيمان قال اللّه تعالى : وَ خَرَّ مُوسى صَعِقاً « 1 » . استشهاد كرد شيخ رضى اللّه عنه به صعقهء موسى عليه السّلام بر هيمان ، و بعضى از ايشان استشهاد كرده‌اند به صعقه بر فنا ، و هر دو استشهاد بنا بر لسان اشارتى است كه تابع است از براى لسان عبارت . پس به درستى كه بعضى از مفسّرين تفسير نموده‌اند « صعقه » را به موت بنا بر وضع لغوى ؛ و بعضى به غشى ، و استدلال كرده‌اند به قول خداى تعالى كه : فَلَمَّا أَفاقَ « 2 » و هر دو امر جائز است ؛ و شيخ بنا فرموده است بر قول به غشى و اغما ؛ پس به درستى كه هيمان ساقط شدن تماسك است ، چنان كه فرموده است : [ معناه ] الهيمان ذهاب عن التماسك تعجّبا أو حيرة ؛ و هو أثبت دواما و أملك بالنعت من الدهش . « ذهاب از تماسك » بعد عبد است از آنكه صاحب شود و ضبط نمايد نفس خود را از انهماك و فرورفتن در حيرت يا تعجّب و استغراق در ايشان ؛ يعنى قادر نيست صاحب هيمان آنكه صاحب شود و ضبط نمايد نفس خود را به حكم عقل تا آنكه غلبه نكند او را بر عقلش حكم تعجّب يا حيرت . « و او ثابت‌تر است از روى دوام » - يعنى بادوام‌تر « 3 » و اكثر است - از روى بقا از دهشت . چرا كه هيمان باقى مىماند مدّتى طويل ، به خلاف دهشت ؛ پس به درستى كه دهشت سريع الزوال است . « و املك است به نعت » ؛ يعنى اشدّ است از روى ملكه به آنكه بوده باشد نعت از

--> ( 1 ) . اعراف / 143 . ( 2 ) . همان . ( 3 ) . اصل : - يعنى بادوام‌تر .