صفى الدين محمد طارمى

412

انيس العارفين ( تحرير منازل السائرين ) ( فارسى )

باب الدهش قال اللّه تعالى : فَلَمَّا رَأَيْنَهُ أَكْبَرْنَهُ « 1 » . وجه استشهاد ، بزرگ داشتن ايشان است يوسف عليه السّلام و عظيم داشتن ايشان است مر او را از آنكه بوده باشد او بشر ، تا آنكه قطع كردند دستهاى خود را از براى غايت چيزى كه پيش آمد ايشان را از سرگشته شدن و دهشت در حسن يوسف عليه السّلام . [ معناه ] الدهش بهتة تأخذ العبد إذا فجأه ما يغلب عقله أو صبره أو علمه . « بهته » حيرتى است كه سياه مىكند چشم انسان را از مفاجات و ناگاه فروگرفتن امر عظيمى كه مىآيد او را ناگاهى . پس غالب مىشود بر عقل او مثل شهودى كه غالب مىشود بر عقل . پس منع مىكند او را از ادراك و مىربايد عقل را يا معزول مىكند او را . و چيزى كه غالب مىشود بر صبر او حبّ است ، و چيزى كه غالب مىشود بر علم او تعرّف الهى است به سبب تجلّى ، و او معرفتى است كه قهر مىكند علم را ، و بتحقيق كه وارد شده است در بعض تنزّلات كه : « يا عبدي تعرّفي الذي أبديته لا يحمل تعرّفي الذي « 2 » لم أبده » و تعرّف او كه آشكار و ظاهر كرده است او را علم است ، و تعرّف او كه اظهار و آشكار نكرده است او را معرفت است .

--> ( 1 ) . يوسف / 31 . ( 2 ) . اصل : - أبديته لا يحمل تعرّفي الذي .