صفى الدين محمد طارمى

413

انيس العارفين ( تحرير منازل السائرين ) ( فارسى )

و هو على ثلاث درجات : الدرجة الأولى : دهشة المريد عند صولة الحال على علمه ، و الوجد على طاقته ، و الكشف على همّته . « دهشت مريد » آن است كه باقى بماند مريد مبهوت نزد صولت حال بر علم او ؛ پس غالب مىشود حال بر علم و باطل مىكند مقتضاى علم را ، و حكم مىكند بر او به مقتضاى حال ، چنان كه نهى مىكند او را علم از طلب رؤيت و امر مىكند او را حال به ادب ؛ پس حال بر علم حمله مىبرد و بر او غلبه مىكند بنا بر مقتضايش كه عبارت است از انتهاى از « 1 » طلب رؤيت و امر مىكند او را به طلب آن ؛ « 2 » پس طلب مىكند او را به حكم حال ، و برمىانگيزاند بر شطح ، و ضعيف مىشود علم از دفع مقتضاى حال به مقتضاى خود . « و وجد بر طاقت او » يعنى صولت وجد بر صبر او ، پس فرياد و افغان مىكند در حالى كه مبهوت است تا آنكه نيايد او را نصرت از نزد محبوبش : يا به كشف و يا به دائم شدن حال او در فرياد و افغان و روان كردن آب در بكا . پس به درستى كه اين نصرت است به نسبت به ردّ صبر به سوى او . پس به درستى كه در مثل اين حال علامت زائل شدن اندوه و عشق و اعراض نمودن است ، و اين زائل شدن اندوه و عشق از شأن اهل جفاست ، و جفا از صفات مطرودين و مردودين است . و صولت « كشف بر همّت او » ، پس به درستى كه همّت اقتضا مىكند قصد و جدّ را در طلب ، و كشف اقتضا مىكند سكون و ترك طلب را . پس به درستى كشف شهود است و شهود حصول « 3 » مقصود است . پس باقى نمىماند با او از همّت و قصد اثرى .

--> ( 1 ) . اصل : - ادب . . . از . ( 2 ) . اصل : - و امر مىكند او را به طلب آن . ( 3 ) . اصل : - حصول .