صفى الدين محمد طارمى
374
انيس العارفين ( تحرير منازل السائرين ) ( فارسى )
مىبينى ايشان را كه ترك مىكنند مجاهدات را در اين مقام ، و اختصار مىكنند بر فرائض و سنن رواتب ، از براى آسوده بودن ايشان به سوى لطف جمال . پس « طمأنينة الجمع است به سوى بقاء » چونكه آرام گرفت به لطف جمال و مستحكم كرد مقام را ، ديد در احديت ذات تفاصيل اسما را و مشاهده كرد كثرت را در عين وحدت . پس واقع مىشود در تلوين و سير مىكند ميان استتار و تجلّى ، و او بدايت « سير فى اللّه است » ، و مىنامند او را « سفر ثانى » و مىنامند « سير الى اللّه » را « سفر اوّل » و اوّل او احتجاب است به حقّ از خلق تا برسد به شهود ذات در حلل اسما و ببيند آثار را صور اسما و مظاهر او . پس مشاهده نمايد بقاى كلّ را به بقاى حقّ ، بلكه مشاهده كند حقّ را احديا بالذات . « 1 » پس آرام بگيرد به بقاى حقّ در شهود جمع و استقامت نمايد به اقامت حقّ او را . و در اين استقامت است « طمأنينهء مقام به سوى نور ازل ؛ » يعنى چونكه ديد به عين حقّ اقامت او را به نور خود ، مىبيند ازليت عين خود را به ازليت بقاى حقّ . پس آرام مىگيرد به نور ازل - يعنى وجود ازلى - به ازليت آزال ، و او نهايت سفر ثانى است . و از براى مرسلين سفر ثالثى است و او « سير است عن اللّه باللّه » در تنزّل به مقام خلق و مبالغ عقول ايشان ، از براى دعوت ايشان به سوى اللّه ، « 2 » و او سير اللّه است در خلقش . آيا نظر نكنى به سوى قول خداى تعالى كه : وَ ما رَمَيْتَ إِذْ رَمَيْتَ وَ لكِنَّ اللَّهَ رَمى « 3 » و مىباشد دين او دين اللّه الخالص ، چنان كه فرمود خداى تعالى كه : أَلا لِلَّهِ الدِّينُ الْخالِصُ « 4 » . و چونكه تنزّل كنند ، لازم است ايشان را رجوع به سوى حقّ در هر امرى ؛ و خصوصا نزد موت ، به اختيار رفيق اعلا ، چنان كه روايت شده است از پيغمبر عليه السّلام . « 5 »
--> ( 1 ) . ك : + كلّا بالأسماء . ( 2 ) . اصل : - به سوى اللّه . ( 3 ) . انفال / 17 . ( 4 ) . زمر / 3 . ( 5 ) . ر . ك : سنن ترمذى ، ج 2 ، ص 284 و مستدرك حاكم ، ج 3 ، صص 56 - 55 .