صفى الدين محمد طارمى
339
انيس العارفين ( تحرير منازل السائرين ) ( فارسى )
سعادت ؛ پس آن ذات محموده و مأمونه است . پس « نمىترسد عواقبش را . » زيرا كه بدى و فسادى نيست از براى آن ذات اصلا « 1 » بلكه فساد و بدى در ترك اتّباع و مخالفت آن ذات است . پس ببينى تو از حقّ اين خبر بر خود آنكه « خوش آيد تو را و التذاذ يا بى از آن خبر » به حسن قبول بر يقينى از خود ، و بيرون آيى از عهدهء او ، و برىء كنى ذمّهء خود را از او از روى يقين ، به حيثيتى كه متحقّق شود آنكه باقى نمانده است بر تو چيزى از حقّ او . « و غضبناك شوى از براى او » بر كسى كه مخالفت كند يا انكار نمايد او را يا استهانت كند به او يا ترك نمايد از حقوق او چيزى را ؛ و غيرت كنى بر او آنكه ضايع كند حقّ او را ، و اهمال نمايد چيزى از احكام او ؛ پس به درستى كه از علامت محبّت است غيرت و غضب بر كسى كه تعظيم نكند محبوب او را حقّ عظمتش ؛ پس چگونه است بر كسى كه انكار كند او را ؟ ! پس كسى كه دوست دارد شريعت را و مصدر شريعت را ، بايد كه غضب نمايد كسى را كه مخالف كند او را از روى غيرت ؛ پس بتحقيق كه محبّ مىباشد غيور . و الدرجة الثانية : أن تشهد في هداية الحقّ و إضلاله إصابة العدل ، و في تلوين إقسامه رعاية البرّ ، و تعاين في جذبه حبل الوصال . يعنى : « آنكه مشاهده كنى » به نور بصيرت - بعد از علم تو به آنكه هدايت و اضلال هر دو جانب از خداى تعالى است - به درستى كه خداى تعالى در اضلال كسى كه گمراه كرده است او را عادل است ، چنان كه در هدايت كسى كه هدايت داده است او را ؛ و « 2 » نيست جورى در اضلال كسى كه گمراه كرده است او را ، و نه محاباتى در هدايت كسى كه هدايت داده است او را ؛ و بتحقيق كه كرده است خداى تعالى به
--> ( 1 ) . اصل : - اصلا . ( 2 ) . اصل : - و .