صفى الدين محمد طارمى

299

انيس العارفين ( تحرير منازل السائرين ) ( فارسى )

و الدرجة الثالثة : انس اضمحلال في شهود الحضرة ، لا يعبّر عن عينه ، و لا يشار إلى حدّه ، و لا يوقف على كنهه . « اضمحلال » بطلان رسم و فناى اوست در « شهود حضرت » احديت ، « تعبير كرده نمىشود از عين او » يعنى حقيقت او . چرا كه عبارت حدّ عقل است ، و نيست اين حال معنى عقلى ؛ پس تعبير كرده شود از او تا فهميده شود ؛ چرا كه امور ذوقيه ، وجدانى است . پس كسى كه نچشيده است او را ، ممكن نيست او را فهم و نه تعبير از او . « و اشارت كرده نمىشود به سوى حدّ او . » چرا كه مشار اليه لا بدّ است آنكه بوده باشد محدود به حدّى كه تمييز دهد او را از غير او ؛ پس صحيح باشد به سوى او اشارت عقليه يا حسّيه . فرموده است امير المؤمنين علىّ رضى اللّه عنه در بيان حقيقت كه : « كشف سبحات الجلال من غير إشارة . » « 1 » چرا كه حدّى نيست از براى او ، پس اشارت كرده شود به سوى او . « و واقف نمىتوان شد بر كنه او . » چرا كه او هرگاه ظاهر شود ، باقى نمىماند غير او . پس چگونه واقف مىتوان شد بر كنه او ؟ و كسى كه واقف شود بر او ، چگونه فهم مىكند وقوف را بدون عينى و بدون علمى ؟ بلكه عارف از براى او نيست مگر او وحده ؛ و هر چيزى كه ايراد كرده مىشود در بيان او ، زياده نمىكند مگر ابهام را در عرفان او .

--> ( 1 ) . انوار جليّه ، صص 371 - 363 و مجالس المؤمنين ، ج 2 ، ص 11 .