صفى الدين محمد طارمى
298
انيس العارفين ( تحرير منازل السائرين ) ( فارسى )
و اگر مست شود ، هشيار مىشود عنقريب ؛ و كسى كه باقى بماند در هيمان ، مىباشد از مولّهين . « و سلب مىكند قومى را طاقت اصطبار و حلّ مىكند از ايشان قيدهاى علم را . » يعنى سلب مىكند قومى اقويا را - كه غلبه نكرده است ايشان را بر عقول ايشان - طاقت شكيبايى ايشان را تا آنكه درويش و ضعيف مىشود صبر ايشان و مىرود و وا مىشود از ايشان قيود علم و احكام او ؛ و اين از براى آن است كه قوّت تجلّى مشغول مىكند ايشان را به انس با حقّ ، و جذب مىكند ايشان را به سوى احكام باطن ؛ پس فارغ نمىشوند به سوى محافظت احكام علم در ظاهر . و با آنكه اين حال از قوّت جواذب انوار جمال اقدس است ، پس كسى كه حفظ كرده شود از مثل اين حال و حفظ كرده شود بر او عقل او و علم او را - تا آنكه برسد به حدّ تمكين و حكم نكند بر او علم شريعت به فتنهء مضلّه - مىباشد از اهل تأييد الهى و معصومى كه خلاص كرده است او را خداى تعالى از آفات ؛ و از اين جهت است كه وارد شده است در دعايى مأثور از نبىّ صلّى اللّه عليه و آله و سلّم : « أسألك شوقا إلى لقائك من غير ضرّاء مضرّة و لا فتنة مضلّة . » « 1 » و استشهاد كرده است شيخ قدّس سرّه بر آنكه شوق به سوى لقاء ، اين مقام است . به درستى كه اين انس آميخته شده به هيمان ، عين « 2 » شوق است به سوى شهود . و « ضرّاء مضرّه » ذهاب عقل است ؛ و « فتنهء مضلّه » انحلال قيود علم است . زيرا كه ذهاب عقل مضرّ است به دنيا و آخرت ، و مرضى است شبيه به جنون ؛ و انحلال از قيود علم زندقهاى است مؤدّى به سوى ضلال و اضلال .
--> ( 1 ) . من لا يحضره الفقيه ، ج 1 ، ص 328 و با اندكى تفاوت در : بحار الأنوار ، ج 86 ، ص 2 ؛ مستدرك حاكم ، ج 1 ، ص 524 و مسند احمد بن حنبل ، ج 4 ، ص 264 . ( 2 ) . اصل : - عين .