صفى الدين محمد طارمى

286

انيس العارفين ( تحرير منازل السائرين ) ( فارسى )

علىّ رضى اللّه عنه . و داخل مىشود در او اسرافات مذمومه در وضو و غسل و نيّت و ساير امور شرعيه ، فرموده است خداى تعالى كه : قُلْ يا أَهْلَ الْكِتابِ لا تَغْلُوا فِي دِينِكُمْ غَيْرَ الْحَقِّ « 1 » . و امّا « جفا » پس همچنان‌كه مىكنند بعضى خلفاى تاركين از براى فرائض و مهملين از براى آداب در ما بين ايشان و بين اللّه و در ما بين ايشان و بين عباد اللّه ، از جرأت بر خداى تعالى در احكام او ؛ و ترك حقوق ناس و ضايع گردانيدن او ، و هتك حرمات ايشان و عرض‌هاى ايشان ، مثل : تنابز به القاب « 2 » و ارتكاب فسوق و عصيان و مزاح منهىّ شرعا . ( پس از ادب حفظ حدّ است ميان غلوّ و جفا . ) « از براى معرفت ضرر عدوان ؛ زيرا كه حفظ حدّ حاصل نمىشود مگر از براى كسى كه بشناسد حدّ را و ضرر تعدّى را ؛ و عدوان تعدّى حدود است ، و ضرر او تعرّض است از براى سخط الهى ، و ردّ شدن از جناب قرب ، و اخراج از ديوان صدّيقين ، و نشانمند شدن به ظلم ، فرمود خداى تعالى : وَ مَنْ يَتَعَدَّ حُدُودَ اللَّهِ فَأُولئِكَ هُمُ الظَّالِمُونَ « 3 » . و هو على ثلاث درجات : الدرجة الاولى : منع الخوف أن يتعدّى إلى الأياس ، و حبس الرجاء أن يخرج إلى الأمن ، و ضبط السرور أن يضاهي الجرأة . رجا و خوف متقابلان‌اند ؛ پس واجب است آنكه بوده باشد در ما بين ايشان ،

--> ( 1 ) . مائده / 77 . ( 2 ) . تنابز به القاب به معناى القاب زشت به يكديگر دادن است كه در قرآن كريم ( حجرات / 11 ) نيز از آن نهى شده است . ( 3 ) . بقره / 229 .