صفى الدين محمد طارمى
282
انيس العارفين ( تحرير منازل السائرين ) ( فارسى )
و هي ثلاث درجات : الدرجة الاولى : ذهاب عن العادات بصحبة العلم ، و تعلّق بأنفاس السالكين مع صدق القصد ، و خلع كلّ شاغل من الإخوان ، و مشتّت من الأوطان . يعنى : اعراض است از رسوم طبيعت و عادات نفوس و عوام با مصاحب بودن علم شرعى ، تا قيام نمايد احكام علم در طاعات و عبادت مقام عادات . و « تعلّق است به انفاس سالكين » يعنى اقتصار نكند مريد بر مقتضاى علم شرعى از اعمال ؛ پس بوده باشد در زمرهء عباد واقفشونده با عبادات ، بلكه متعلّق شود به انفاس سالكين ، و متقيّد شود به احوال ايشان ، و استمداد كند از بواطن ايشان ، و استفاده كند از كلمات و علوم ايشان ، و منتقل شود به انتقالات ايشان « 1 » در مقامات سيركننده به سوى خداى تعالى با ايشان در باطن « با صدق قصد » به سوى حقّ ، خالصا لوجهه ، مبرّئا از ما سواى او - از اغراض و اعواض - منزّه از ريا و طلب رياست ، همچنانكه گذشت در باب قصد و صدق . و « خلع » است ( يعنى كشيده شدن و كنده شدن و دور شدن است ) از هر مشغولكنندهاى از اخوان ، و از پراكندهكننده و تفرقهكنندهاى از اوطان . پس به درستى كه تعلّق به انفاس سالكين اخذ كردن اخوان است از ايشان ، و اقتدا نمودن است به ايشان و حال آنكه ايشان مجرّدند و قطعكنندهاند از براى هر علايق ، رفعكنندهاند از براى هر عوايق و موانع . پس لازم است قطع هركه مشغولكنندهء توست از حقّتعالى از اخوان دنيا و اهل عادت ، و دور شدن از هركه تفرقهكنندهء توست از خداى تعالى ، و پراكنده مىشود جمعيت توبه سبب او - از اوطان و اسباب و اموال و غير ذلك - متوصّل شدن به كسى كه جمع كند تو را بر خداى تعالى از سالكين و عارفين . و اين اوّل اقسام اراده و اولى درجات اوست ، و چيزى است كه به او ناميده مىشود مريد را مريد نزد ايشان ، و الّا اطلاق نمىشود بر او اسم مريد حقيقتا .
--> ( 1 ) . اصل : - و استفاده كند . . . ايشان .