صفى الدين محمد طارمى

283

انيس العارفين ( تحرير منازل السائرين ) ( فارسى )

الدرجة الثانية : تقطّع بصحبة الحال ، و ترويح الانس ، و السير بين القبض و البسط . يعنى : انقطاع او از كلّ ما سواى حقّ به صحبت حال ؛ و ايراد كرد « تقطّع » را نه « انقطاع » را چرا كه او واقع نمىشود دفعتا ، بلكه واقع مىشود اندك‌اندك بر تدريج ، از براى ترادف احوال و تواتر واردات ، تا آنكه منقطع شود به سوى آن احوال بالكلّيه ، و متمسّك شود به واردى كه مغيّر است از براى وصف تقليد ، و او تعرّف الهى است به سوى قلب كه كاشف است از براى تحقيقى كه ناقل است او را از ايمان به سوى احسان و عيان . و در اين هنگام انس مىگيرد به « راحت انس » و خلاص مىشود از رنجهاى عبادت و مشاقّ تكاليف تقليديه به سوى راحت انس و حال ؛ پس عمل مىكند به اعمال قلبيه كه حكم مىكند به او انس ، و ناقص مىكند از اعمال قابليه‌اى كه موجب تفرّق است . زيرا كه از براى هر مقامى اعمالى است كه اقتضا مىكند آن مقام او را و مناسب آن مقام است ، چنان كه فرموده است پيغمبر عليه السّلام : « من اوتي حظّه من اليقين فلا يبالي بما انتقص من صلاته و صومه » « 1 » . و در اين هنگام سير مىكند ميان قبض و بسط ، امّا قبض : پس از براى ظهور بقيّه و غلبهء حكم علم ؛ و امّا بسط : پس از براى قوّت سلطان حال و غلبهء نور كشف . چرا كه حال او حال متوسّطين است . پس خالى نيست از امرين ، « و خداى تعالى قبض مىكند » در اين درجه « و به سوى اوست رجوع » « 2 » در درجه‌اى كه بعد از اين درجه است .

--> ( 1 ) . با اندكى تفاوت در : إحياء العلوم ، ج 1 ، ص 72 ، كتاب العلم ، الباب السادس . ( 2 ) . اين دو عبارت ترجمهء آيهء 245 سورهء بقره يعنى : وَ اللَّهُ يَقْبِضُ وَ يَبْصُطُ وَ إِلَيْهِ تُرْجَعُونَ مىباشد .