صفى الدين محمد طارمى

275

انيس العارفين ( تحرير منازل السائرين ) ( فارسى )

مىشود بالعرض از براى شدّت اشتغال او به جانب حقّ و ذهول او از جانب بدن و قواى او . و « رياضت » قصد كرده مىشود در بدايت ، همچنان‌كه گذشت . و امّا در اين مقام ، پس بتحقيق كه مرتاض شده است نفس و واقع شده است فراغ به سوى حقّ ، بدون مانعى . و از اين جهت است كه « خالص مىگرداند و خلاص مىكند » اين قصد صحيح صاحب خود را « از تردّد ، و مىخواند او را به سوى مجانبت اغراض . » چرا كه اغراض حظوظ نفس است در دنيا يا در آخرت ، و صاحب اين قصد بتحقيق كه عادت نموده است به ترك حظوظ و تجرّد از آن در مقام فتوّت ، و مداومت نموده است نفس او به خدمت و رياضت بدون توقّع عوض‌ها و غرض‌ها . و الدرجة الثانية : قصد لا يلتقي سببا إلّا قطعه ، و لا يدع حائلا إلّا منعه ، و لا تحاملا إلّا سهّله . يعنى : قصدى است قوىّ از براى قوىّ بودن قلب منوّر به نور تأييد حقّ و توفيق او در انجذاب به سوى حقّ ، بلامانعى از قواى نفس ؛ از براى مشايعت قواى نفس قلب را ، از براى تخلّق او به اخلاق قلب و دوست داشتن قواى نفس او را ، و جذب حقّ او را ، لقوله : « من أتاني مشيا أتيته هرولة » . « 1 » « پس نمىرسد به سببى » كه حايل شود ميان او و ميان حقّ از عالم خلق از آنچه واقع مىشود بر او اسم سوى « مگر آنكه قطع مىكند آن سبب را . » « و ترك نمىكند حايلى را » از حجب نوريه - چه جاى از ظلمانيه - « الّا آنكه منع مىكند او را » يعنى رفع مىكند او را به قوّت تأييد . « و نه تحاملى را » يعنى مشقّتى كه قادح باشد در طاعت و عبوديت « الّا آنكه

--> ( 1 ) . پيش از اين در صفحهء 149 به مأخذ اين حديث اشاره شد .