صفى الدين محمد طارمى

261

انيس العارفين ( تحرير منازل السائرين ) ( فارسى )

باطن . زيرا كه تو هرگاه خطور نمايى حقّ خود را به دل خود ، پس بتحقيق كه گردانيده‌اى او را خصم از براى خود در نفس خود ، بلكه سزاوار است آنكه ترك و فراموشى كنى او را . و اگر صادر شود از برادر تو زلّتى ، پس بر توست به حكم فتوّت آنكه تغافل كنى از آن زلّت كه گويا نديده‌اى تو او را ، تا آنكه محتاج نكنى او را به عذر و به وحشت نيندازى او را . و آنكه فراموش كنى اذيّت صاحب خود را و هركه تو را ايذا نموده است تا آنكه صاف شود وقت تو و صحبت تو با صاحب خودت . الدرجة الثانية : أن تقرّب من يقصيك ، و تكرم من يؤذيك ، و تعتذر إلى من يجني عليك ، سماحا لا كظما ، و براحا لا مصابرة . يعنى : آنكه نيكى كنى به كسى كه بدى كرده است به تو و ببينى او را در دور گردانيدن تو معينى بر نفس خود در كسر نفس و مؤدّب تو و سايس تو « 1 » ؛ پس گرامى بدارى او را و تقرّب كنى او را . و همچنين اكرام كنى كسى را كه ايذا كرده است تو را . زيرا كه تو مىبينى او را وفاكننده از براى نفس تو حقّش را ، و رساننده به آن نفس چيزى را كه مقدّر كرده است بر تو پروردگار تو به حكم حقّ ؛ پس او موكّل است بر تو از پروردگار تو ، پس واجب است اكرام او از براى بودن او واسطهء ميان تو و ميان پروردگار تو در اجراى حكم او بر تو . « و عذر بياورى به كسى كه او جنايت كند بر تو » به آنكه خداى تعالى بعث كرده است تو را به سوى من تا كفّارت كنى از من گناه مرا كه اين است كفّارهء او ؛ و اگر نمىبود گناه من ، هرآينه مسلّط نمىكرد خداى تعالى تو را بر من ، و تكليف نموده

--> ( 1 ) . اصل : - و سايس تو .