صفى الدين محمد طارمى
262
انيس العارفين ( تحرير منازل السائرين ) ( فارسى )
است به تو اين زحمت را . پس بتحقيق كه بزرگى و احتشام نمودهاى « 1 » تو در قيام خود به حكم پروردگار من به حقّ من ، و هرگاه بوده باشد موجب اين جنايت از من ، پس منم جانى بر تو به آنچه كردهام ؛ پس عفو كن از من و قبول كن معذرت مرا . و بايد كه بوده باشد اينها همه « از روى جوانمردى و طيب نفس » نه از روى خشم فروخوردن ، و اگرنه بتحقيق مخالفت كرده است ظاهر تو باطن تو را حيثيتى كه ممتلى است باطن تو به غيظ ، و تو فرومىخورى او را و ملاطفت مىكنى به صاحب خود و ظاهر مىكنى رضا را و حال آنكه بتحقيق كه مشتمل است باطن تو بر خشم . « و از روى براح نه از روى مصابرت » يعنى بكنى كلّ اينها را به طيب نفس از روى ذهاب از جنايت او ، و از روى محبّت از براى او در باطن خود ، ظاهر كنى آن محبّت را از براى او و طلب كنى مودّت او را از براى خود ، همچنانكه دوست مىدارى تو او را ، نه از روى مصابرت بر تألّم باطن خود و اخفا از براى جزع پوشيده در باطن ، بلكه بر صفاى باطن تو و سلامت او از كدورات و الم ، بلكه بر رضا و لذّت ؛ از براى اعتقاد تو آنكه تو بعث كردهاى او را به سبب خطيئهء خود بر ايذاى خود ، و او پاككنندهء توست از گناه به حكم پروردگار تو ؛ پس او مثل رقيب و شفيق مشفق است بر تو از جانب پروردگار تو ؛ پس ذنب و افساد از توست و پاك گردانيدن و اصلاح از او . و الدرجة الثالثة : أن لا تتعلّق في المسير بدليل ، و لا تشوب إجابتك بعوض ، و لا تقف في شهودك على رسم . يعنى : آنكه متمسك نشوى در سلوك و طلب به دليل عقل . زيرا كه عقل نجات نمىدهد از حجاب و نمىرساند به سوى كشف ، نه آنكه جائز نباشد آنكه متعلّق
--> ( 1 ) . در « ك » عبارت : « فقد تجشّمت » به كار رفته كه به معناى به تكلّف و زحمت انداختن است نه بزرگى و احتشام . گويا در نسخهاى كه در اختيار مترجم بوده تصحيف صورت گرفته و به جاى « تجشّمت » « تحشّمت » كتابت شده است .