صفى الدين محمد طارمى

194

انيس العارفين ( تحرير منازل السائرين ) ( فارسى )

باب التفويض قال اللّه تعالى حاكيا عن مؤمن آل فرعون : وَ أُفَوِّضُ أَمْرِي إِلَى اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ بَصِيرٌ بِالْعِبادِ « 1 » . [ معناه ] و التفويض ألطف إشارة و أوسع معنى من التوكّل ؛ فإنّ التوكّل بعد وقوع السبب ، و التفويض قبل وقوعه و بعده ، و هو عين الاستسلام و التوكّل شعبة منه . « تفويض » ترك تعرّض است از براى كسى كه از براى اوست امر به تخليهء او و شأن او و عدم تصرّف در چيزى كه نيست از براى او ؛ پس او همچنان است كه فرموده است كه او لطيف‌تر است از روى اشارت از توكّل . پس به درستى كه تفويض برىء شدن است از حول و قوّت و تخليه از براى حقّ با امرش ، بدون آنكه ببيند صاحبش از براى نفس خود از او چيزى را ؛ پس اقامت مىكند حقّ را به مقام خود در تصرّف به خلاف توكّل . پس به درستى كه او اقتضا مىكند آنكه اقامت كند « 2 » متوكّل وكيل خودش را به مقام نفس خود در مصالح خود ، و در اين جرأتى است بر خداى تعالى ؛ و اگر طريقه و سنّت نمىكرد خداى تعالى توكّل را به سوى خود ، نبود از براى عباد آنكه جرأت كنند بر او در اين . و « اوسع است از روى معنى » ( از توكّل ) . چرا كه توكّل نمىباشد مگر بعد از وقوع سبب موجب از براى توكّل ، و او امرى است كه توكّل مىكند در او بر خداى تعالى و وامىگذارد او را به سوى او ، همچنان‌كه توكّل كرد هود عليه السّلام در دفع شرّ آلهه و حفظ او « 3 » از نزديك آمدن ايشان به بدى و از كيد قوم خود ، جايى كه گفتند : إِنْ نَقُولُ إِلَّا اعْتَراكَ بَعْضُ آلِهَتِنا بِسُوءٍ قالَ إِنِّي أُشْهِدُ اللَّهَ وَ اشْهَدُوا أَنِّي بَرِيءٌ مِمَّا تُشْرِكُونَ مِنْ دُونِهِ

--> ( 1 ) . غافر / 44 . ( 2 ) . اصل : اقامت مىكند . ( 3 ) . اصل : + و .