صفى الدين محمد طارمى
185
انيس العارفين ( تحرير منازل السائرين ) ( فارسى )
[ معناها ] و الاستقامة روح تحيى بها الأحوال كما تربو للعامّة عليها الأعمال ؛ و هي برزخ بين وهاد التفرّق و روابيّ الجمع . استقامت هر شيئى ثبات و قوّت و بقاى اوست ؛ و از اين جهت است كه تشبيه كرده است او را به روحى كه قوّت مىگيرد به او ابدان و ثابت و باقى مىماند ، و هرگاه مفارقت كند از آن ابدان متلاشى و فانى مىشود . پس احوال سالكين به او حيات و قوّت مىيابد ؛ و همچنين اعمال عامّه و اهل بدايات به او زياد مىشود و نموّ مىكند ؛ و « 1 » از براى بودن او واسطهء ميان قاصد و مقصود در توجّه قاصد به جانب مقصود ، گردانيد او را « برزخ حايل در ميان اوهاد تفرّق » - يعنى رسوم خلقيه و تعلّق به او - و در ميان « روابىّ جمع » ؛ يعنى تجلّيات احديت ذات و انكشاف او . و بتحقيق كه صواب و نيكو كرده است در استعاره كردن « اوهاد » از براى حجب تفرقه و بودنش در غايت سفل - چرا كسى كه در نشيب است متسفّل [ و ] محجوب است از مشاهدهء اشيا - و استعاره كردن « روابىّ » از براى تجلّيات احديت . به درستى كه تجلّيات مطّلعاتى است كه كسى كه مطّلع شد او را ، مشرف شد به همه چيز . و هي على ثلاث درجات : الدرجة الاولى : الاستقامة على الاجتهاد في الاقتصاد لا عاديا رسم العلم ، و لا متجاوزا حدّ الإخلاص ، و لا مخالفا نهج السنّة . اين استقامت اهل بدايت است كه طلبكنندگاناند اجتهاد در عمل را بر وجه اعتدال در ميان دو طرف افراط و تفريط . به درستى كه غلوّ در عمل و تقصير هر دو مذموم است . پس واجب است بر مبتدى آنكه مستقيم باشد در توسّط غلوّ و تقصير حال كونى كه بوده باشد مقتدر بر اجتهاد .
--> ( 1 ) . اصل : - و .