صفى الدين محمد طارمى
175
انيس العارفين ( تحرير منازل السائرين ) ( فارسى )
باب الإخلاص قال اللّه تعالى : أَلا لِلَّهِ الدِّينُ الْخالِصُ « 1 » . يعنى : نمىباشد دين خالص صافى از هر شائبهاى از ريا يا آفتى از عجب و تزيّن و غير اين ، مگر از براى خداى تعالى ؛ و اين است معنى قولش كه : [ معناه ] الإخلاص تصفية العمل من كلّ شوب ؛ و هو على ثلاثة درجات : الدرجة الاولى : إخراج رؤية العمل من العمل ، و الخلاص من طلب العوض على العمل ، و النزول عن الرضا بالعمل . « اخراج رؤيت عمل از عمل » آن است كه اعتداد و اعتبار به عمل خود نكند و نبيند آنكه او از كسب اوست ، پس چگونه مستحقّ مىشود به آن عمل ثوابى را ؟ بلكه ببيند او را محض موهبتى كه جارى گردانيده است او را خداى تعالى بر دست او ؛ و به اين خلاص مىشود از طلب عوض بر عمل ؛ پس به درستى كه او هرگاه ببيند كه هر چيزى كه جارى مىشود بر او از اعمال او و حسنات او ، فضل و امتنان از خداى تعالى ، نمىبيند براى او ثوابى . زيرا كه نيست از براى او مدخلى در وجود عملش ؛ چگونه مدخلى باشد او را و حال آنكه او عبدى است ذليل ، نه حولى است از براى او و نه قوّتى مگر به خداى تعالى ، و عمل نمىباشد مگر به حول و قوّت . پس كسى كه نباشد از براى او به نفس خود هيچگونه حولى و قوّتى ، نمىباشد از براى او عملى . پس چگونه طلب مىكند جزاى چيزى را كه نكرده است او را ؟ و معنى « نزول از رضاى به عمل » آن است كه استحسان نكند عمل خود را ؛ پس
--> ( 1 ) . زمر / 3 .