صفى الدين محمد طارمى

176

انيس العارفين ( تحرير منازل السائرين ) ( فارسى )

راضى شود به او ؛ و بايستد با او ، و هرگاه نبيند عمل خود را از نفس خود ، چگونه استحسان مىكند او را و چگونه راضى مىشود به او و مىايستد با او ؟ بلكه برىء مىشود از او ، پس مىباشد خالص از براى خداى تعالى ، نمىباشد از براى او در او نصيبى و مىبيند آنكه مطلوب از او نيست عمل ، بلكه مطلوب معرفت و فناست در حقّ ؛ پس ساقط مىكند عمل را از عين خود . و الدرجة الثانية : الخجل من العمل مع بذل المجهود ، و توفير الجهد بالاحتماء من الشهود ، و رؤية العمل في نور التوفيق من عين الجود . « خجل از عمل » با ديدن او فضل از خداى تعالى - نه كسب از او - مستقيم نيست مگر آنكه ببيند نفس خود را محلّ از براى او ، پس مىبيند نقص عمل را از نقص محلّ ، مثل طول وجه در مرآت طويله ؛ پس خجل مىشود از عيب عمل عارض از براى او به سبب عيب نفسش ، كه او محلّ اوست - مثل شور شدن آب خوش از براى جريان او بر شوره زمين - با بذل جهد و طاقت از براى قيام به حقّ عبوديت ؛ به درستى كه او عبدى است مأمور به اين ، لا بدّ است از امتثال امر سيّد . و معنى قولش كه : « و توفير الجهد بالاحتماء من الشهود » آن است كه حكم شهود ترك سعى و اجتهاد است ؛ از براى ديدن عمل در شهود از مشهود ، نه از خود ؛ پس واجب است آنكه نگهدارد نفس خود را از حكم شهود به آنكه ببيند آنكه شهود حال باطن است ، جارى مىشود حكم او بر باطن نه بر ظاهر . پس به درستى كه ظاهر حال او حال عبد محكوم عليه مأمور به امر سيّد است . پس لا بدّ است از براى او از جدّ در امتثال و بذل وسع در او با ديدن اين عمل به نور توفيق الهى از عين جود ، مثل نفس قدرت بر او و طاقت .