صفى الدين محمد طارمى
170
انيس العارفين ( تحرير منازل السائرين ) ( فارسى )
جهت خوف از عقوبت او ؛ پس مىباشد بنابراين بندهء بدى كه مطالبه مىكند سيّد خود را به عفو ، و مخاصمه مىكند او را از براى نفس خود در طاعت او به آنكه عقوبت نكند او را به ترك طاعت ؛ پس عبادت نمىكند او را طوعا ، بلكه عبادت مىكند او را كرها . چرا كه اگر نباشد خوف او از عقوبت ، عبادت نخواهد كرد او را . پس عابد نفس خود است به طلب كردن خلاص او از عقوبت ؛ پس مىباشد تعظيم او خصومت با خداى تعالى از براى نفس خود ، و خصومت جدال است از براى قول خداى تعالى كه : وَ هُوَ فِي الْخِصامِ غَيْرُ مُبِينٍ « 1 » . و بتحقيق « 2 » كه آمده است جدال با خداى تعالى از غير در قرآن مجيد ، مثل قول خداى تعالى كه : ها أَنْتُمْ هؤُلاءِ جادَلْتُمْ عَنْهُمْ فِي الْحَياةِ الدُّنْيا فَمَنْ يُجادِلُ اللَّهَ عَنْهُمْ يَوْمَ الْقِيامَةِ « 3 » . « و نيز عبادت نكند او را از جهت طلب ثواب . » پس مىباشد بنابراين اجيرى كه عمل مىكند در طاعت او از براى اجرت ، و اجير طلب كرده شده است بندگى او را از جهت مستأجر به اجرت ؛ پس مىباشد عبد اجرت نه عبد سيّدش . چرا كه او وقتى كه اخذ كرد اجرت را ، مىرود به او و ترك مىكند باب مستأجر را به خلاف عبد ، به درستى كه او ملازم است مر باب سيّد را ، توقّع ندارد به عمل خود اجرتى را و نمىبيند از براى نفس خود استحقاقى ؛ و اجرت نمىباشد مگر مطلوب از براى مصلحت نفس و راحت و نفع او ؛ پس مىباشد عبادت از براى نفس به حقيقت . و قول او كه : « و لا شاهدا للجدّ » حال است و معطوف بر علّت ، و باكى نيست به عطف بعض متعلّقات فعل را بر بعضى ؛ يا آنكه عطف باشد بر « خوفا و طلبا » ، بنا بر آنكه « خوفا » و « طلبا » حال باشند به معنى « لا خائفا و لا طالبا » ؛ يعنى مشاهده نكند جدّ خود را در طاعت او ، به آنكه ببيند از براى او تأثيرى در نجات او و كمال او يا ببيند از براى نفس خود فعلى در جدّ او ؛ چرا كه نظر به غير در طاعت تديّن به ريا
--> ( 1 ) . زخرف / 18 . ( 2 ) . اصل : تحقيق . ( 3 ) . نساء / 109 .