صفى الدين محمد طارمى
118
انيس العارفين ( تحرير منازل السائرين ) ( فارسى )
و سماع الخاصّة ثلاثة أشياء : شهود المقصود في كلّ رمز ؛ ( يعنى : شهود مقصود است در هر رمزى ) به اين طريق كه مشاهده كند و ببيند در هر اشارتى مقصود خودش را كه او حقّ است ؛ پس مشاهده كند حقّ را به حقّ از غير بقيّهاى از او در هر رمز خفىّاى كه بشنود او را يا ببيند او را از حقّ . و الوقوف على الغاية في كلّ حسّ « 1 » ؛ ( و وقوف بر غايت است در هر حسّى ) به اين طريق كه مطّلع شود بر جناب حقّ كه اوست غايت هر قاصدى و نهايت و مقصد هر طالبى ، در هر صوتى خفىّ و آوازى نرم و لطيف كه بشنود او را . « 2 » و الخلاص من التلذّذ بالتفرّق . يعنى : ملتذّ نمىشود به تفرّق ، از براى ملتذّ شدن او به جمع ، [ به ] حيثيتى كه مىشنود از حقّ به حقّ در حقّ - يعنى در وصف جمال و جلال و كمال او - و از براى حقّ كه او غايت الغايات است ؛ پس « 3 » باقى نمىماند از براى تفرّق اثرى كه ملتذّ شود به او ، از جهت تلاشى « 4 » كون و فناى او به تجلّى مكوّن ؛ و از براى مصنّف است قدّس سرّه ( شعر ) : شهودى ترك الكلّ عندى مهوّن * فما لي و للكونين حسبي المكوّن و در اين هنگام بتحقيق « 5 » كه خلاص شده است از آنكه ملتذّ شود به غير ؛ پس متفرّق شود از جمع ؛ از براى امتناع وجود غير در شهود او .
--> ( 1 ) . ك : همس ، ت : حين . ( 2 ) . ك : + « قال : من كلّ معنى لطيف أحتسي قدحا * و كلّ ناطقة في الكون يطربني » ( 3 ) . اصل : و . ( 4 ) . اصل : تلاش . ( 5 ) . اصل : تحقيق .