القاضي سعيد القمي
42
اسرار العبادات و حقيقة الصلوة ( فارسى )
بان كل ما يملكه العبد أو يمكنه تملكه كأنه رماه إلى خلفه وجعل كفه صفرا منه وفي التكبيرات الداخلة في الصلاة يرى أن اللّه يعطيه في كل حال من أحوال الصلاة جزاء ذلك
--> الحكم آوردهاند كه مقصود از اين عمل اينست كه گفته باشد پروردگارا من اكنون كه به پيشگاه تو آمده وروى نياز آورده وبراي نماز آمادهام آنچه غير توست پس پشت افكندهام من همان دم كه وضو ساختم از چشمهء عشق * چهار تكبير زدم يكسره بر هرچه كه هست قال القيصري في شرح التائيه توحيد را چهار مرتبه باشد نخست توحيد بزبان با اقرار بجنان وآن گفتن لا إله الا اللّه است واين گفتار آدمي را از شرك آشكار بيرون آورد وآنچه بر آن مترتب شود از فوائد اين جهان يعنى حفظ مال وجان دوم مرتبه توحيد آنست كه گوينده آن فاعل ومتصرفى در عالم وجود جز خدا نهبيند ونداند واين را توحيد افعال گويند أزمة الأمور طرا بيده . سومين مرتبه آن اينست كه هيچ صفت كمال در هيچكس نهبيند جز خداوند وهر كمالى را در هر كاملى بعرض داند واين را توحيد صفاتى نامند . چهارمين مرتبه اينست كه براي هيچ چيز حقيقتي ووجودي نهبيند وهيچ موجودى را داراى هستى نشناسد جز ذات مقدس حقتعالى را واين توحيد ذات است چه آنكه سالك تا براي غير خدا فعلى يا صفتي داند ويا وجود وحقيقتي بيند هرچند به كلمه شهادت قائل باشد خالى از شرك خفى نيست واز آن بيرون نيايد مگر آنكه ما سوى اللّه را فانى بيند واز همه اين جهات همه موجودات را ناچيز داند غيرتش غير در جهان نگذاشت چون هرآنچه غير خداست فانى كرد وخود نيز از رؤيت اين فنا ناچيز وفانى شد حق باقي ماند ودر نظرهء ثانيه اشيا را باقي به خدا ديد كه به هستى أو هستند وبه باده أو مستند وبه قيوميت أو برقرارند مظاهر أسماء وصفات حقند واز اين ديدار شرك پندار نشود چه آفريدگان را ظهورات آفريدگار مىداند وبراي آنها وجود وهستى حقيقي قائل نيست چنانكه در نظرهء أولى ووهله نخستين بود وترك أولى مىنمود . ما همه شيران ولى شير علم * حملهمان از باد باشد دم بدم حملهمان پيدا وناپيداست باد * جان فداى آنكه ناپيداست باد پادشاهان مظهر شاهى حق * عالمان مرآت آگاهى حق