القاضي سعيد القمي
مقدمه 8
اسرار العبادات و حقيقة الصلوة ( فارسى )
مىدانستند وديگر آنكه هر كجا أو بودى مار پيرامون آن جاى نگشتى پس أو تا بود افسون مار بود وآن خاصيت را كس ندانست . ( نقل از يك جنگ خطى ) [ اقسام أرباب تأويل ] أرباب تأويل بدو قسم منقسماند برخى بافته وجماعتى يافتهاند بافندگان نيز بر دو قسماند برخى واقعبينى كرده وبيان حقيقت فرمودهاند اينان هميشه كماند وهمان گفتار آنان است كه لطافت وشيرينى خاص بعرفان بخشيده وسخنان عرفا را امتياز مخصوص داده است اگر بافتهاند خوب بافتهاند شنونده را حالي دست دهد وممكن است اين حالت ملكه شود وبتكرار دوام يابد چه همه كس را در همه جا وهمه وقت بحضرت أو راه است واز ظواهر وبواطن همه در همه حال آگاه تكرار اين ذكر وتذكار آن عهد در مظان أجابت ومواقع خاص وسيله تقرب وجلب عنايت شود ان لله في أيام دهركم نفحات الا فتعرضوا لها ان للّه منزل البركات * في احايين دهركم نفحات متعرض شويد آنها را * قابل آن كنيد جانها را وزش اين نسيم وكشش اين سيم عامل كوشش است كه در اصطلاح ديگر جذبه نيز ناميده شده وگفتهاند جذبة من جذبات الحق توازى عمل الثقلين گويند يكتن از بقالهاى أصفهان كه در نزديكى يكى از مدارس دكان مىداشت بلبلى داشت كه بدان علاقهمند بود قضا را گربهاى كمين گرفت وبلبل را طعمهء خود ساخت بقال از شدت تأثر وفرط تألم اين شعر بگفت وورد خود ساخت گاهى كه به مدرسه آمدى با خود زمزمه داشت ومىگفت : شد فصل بهار * وقت كارزار دزد نابكار * برده بلبلى حكيمى عارفمسلك در مدرس خود نشسته بشنيدن اين شعر حالش دگرگون شد وغش كرد چون بهوش آمد امر باحضار سراينده شعر داد وگفت اين دانشمند يگانه واين حكيم فرزانه يك دوره فلسفه را درين شعر گفته ودستور سير وسلوك داده است مراد اين