القاضي سعيد القمي
مقدمه 48
اسرار العبادات و حقيقة الصلوة ( فارسى )
ظاهرا ديواني از أو بدست نيست ولى اين قريحه نشان مىدهد كه ديواني داشته اين قسمت را نيز از آتشكده نقل كرديم گمان مىرود در مدح شاه عباس گفته است . وماهيت خود را بوجود قدرت أدبي بحد كافى معرفى كرده است خاكى گهرى فلك مقامش * واجب نه وواجب احترامش پشت تو نديده كس به مردى * جز پشت كه بر زمانه كردى هرگاه كه بر فلك زدى موج * ما هي گشتى به ماه هم أوج موجش بفلك رسانده كف را * شسته ز عذار مه كلف را بر هر سر موج أو نهنگى * اين كوه نمودى آن پلنگى آبى كه ستاده وروان است * شمشير شهنشه زمان است در معركه تيغ ظلم شويش * آبى است گلوى خصم جويش تيرى كه نه صاف جستش از چنگ * بر سنگ نشست چون رگ سنگ در جام فلك مى وفا نيست * در ديدهء اخترش حيا نيست اين كاسه اگرچه سرنگون است * غافل نشوى كه پر ز خون است بااينهمه وجود اثر علمي را منشأ آثار دانسته واز دوران شباب وبحبوحهء جوانى به نوشتن يادگارى علمي وبر جاى گذاشتن آثار قلمي علاقهاى نشان داده است كتاب أربعين خود را در سى سالگى شروع كرده است وحقيقة الصلاة يا روح الصلاة را به أستاذ بزرگوار خود ملا محسن فيض هديه كرده در تذكرهها بنام اسرار الصلاة نيز ديده مىشود درصورتىكه اين هر سه را عنوان جداست بنظر من نخست روح الصلاة نوشته وهمان است كه در حاشية شرح هدايه آخوند بچاپ رسيده وسپس آن را تفصيلي داده است ودو برابر كتاب اولين شده است وبنام حقيقة الصلاة ناميده كه به ضميمه چاپ شده است وامّا اسرار الصلاة همان است كه در ضمن اسرار العبادات ( كتاب حاضر ) ملاحظه مىفرمايند يك نسخهء ديگر نظير نسخهء اينجانب در كتابخانه ملك موجود است وبحدس قريب بيقين از روى اين نسخه خط مؤلّف نسخهبردارى شده است ونگفته نماند در نسخه اينجانب شرح حديث غمامه وداستان كوه قاف نيز ضميمه است