القاضي سعيد القمي
مقدمه 46
اسرار العبادات و حقيقة الصلوة ( فارسى )
بنام دليل وبرهان برخ مردم مىكشيد به قيافه شاه كه در موقع خروج از أصفهان دژم بوده يا مأمور وقاصد فرستاد مقاصد فاسد خود را تحميل وبصورت تجزيه وتحليل به مردم تحويل مىدهيد به كورى چشمتان صفى ميرزا فرزند ارشد شاه عباس وارث بالاستحقاق تخت وتاج زنده وبيناست وخدا بر آنچه گفتم شاهد وداناست شما مرتكبين جرم وشكنندگان قانون گذشته از آنكه در مقابل ملت به فرومايگى وپستى معرفى مىشويد در مقابل تاريخ آينده إيران به خيانت متصف ومعروف شده در برابر همان حمزه ميرزا كه بخاطر أو ارتكاب خيانت كردهايد نيز كوچك وحقير خواهيد بود چه أو هميشه صغير نيست روزى برشد وكمال عقل مىرسد ومقصود شما را مىداند انتقام برادر خود را از شما مىستاند اگر بسيار بر شما منت بگذارد پس از مصادره أموال شما را به يكى از نقاط دوردست بفرستد تا أيام معدود زندگانى ننگينتان بسر آيد نويسنده اين تاريخ مرد فرانسوى است بنام شاردن مىنويسد نطق اين مرد ( خجه ) اثرى حيرتانگيز وعبرتآميز داشت كه وجود سرنوشت ومقدرات را بآدمى نشان مىدهد كه چگونه دست ديگرى در كارهاى ما تأثير دارد وغالبا أمور اين جهان را برخلاف انتظار وتدبير ما انجام مىدهد صدر أعظم بحكم تجربت دريافت كه زمينه عوض وآن نقشه نقش بر آب گرديد فورا لباس ولحن سخن را عوض كرد گفت چون گمان مىرفت كه شرائط وأوضاع با پسر ارشد شاه عباس مساعد نيست ولى اكنون كه آغاز مبارك اطمينان مىدهد كه صفى ميرزا زنده وبيناست جاى سخن نيست كه فرزند ارشد وأول است وبه حكومت وسلطنت أولى است كوتاه سخن شاهزاده محبوس از زندان بدر آمد وبر تخت سلطنت جلوس كرد وزرنگيهاى دو برادر قمى ودو پزشك مآلبين نتيجة نداد وچون جنازة دفن شد آن دو طبيب از دستگاه طرد شدند چه مصادره أموال وتبعيد نرخ شاه عباسى است ولى چون آنها در اين باب تقصيري نداشتند دوباره مشمول الطاف ملوكانه قرار گرفته وبكار خود بازگشتند آرى به گفتهء سعدى در تقرب پادشاهان بيم جان است واميد نان نگفته نماند كه اين قسمت را از كتاب شرح تاجگذارى شاه سليمان صفوى