القاضي سعيد القمي
مقدمه 32
اسرار العبادات و حقيقة الصلوة ( فارسى )
چندى پيش يكى از قضات عاليمقام دادگسترى كه از وضع كنونى شكايت داشت ومىگفت هرچند كه ما آرد خود را بيخته وغربال را آويختهايم وبر ما مىگذرد ولى . . . گفتم آقاى محترم بخاطر داريد در آن موقع كه جنابعالى را به دادگسترى خواندند بدان جهت بود كه شما در لباس روحانيت بوديد واز آن نمط كلاهى داشتيد نخست بسراغ دانشمند وپرهيزكاران رفتند چون آنان نپذيرفتند وقبول شغل دولتي نكردند ناگزير بصورت قناعت كردند شما كه بر صورت علما بوديد نه بر سيرت ايشان قاضى شناختند روزگار سير ارتجاعى كرد اكنون كار به جائى رسيده كه بايد چراغ دست بگيرند وبسراغ شماها كه مردم لاابالى وافراد بىبند وبار پنجاه سال قبل بوديد بيايند كه امروز پاكدامنترين وشريفترين قضات دادگسترى هستيد . آرى بگفته خاقانى بدشان به ز مردم نيكو * نيكشان از فرشته كاملتر تجربه ومرور زمان نشان داده است كه هرگاه قضات شريف وافراد عادل وشجاع بر مسند قضاء متمكن باشند با اجراى عدالت وحكم قانون امنيت قضائي در كشور محفوظ واز لطافت وحلاوت زندگى برخوردار ومحظوظ مىتوان شد ايجاد مقدمهء چنين واجب اجتماعي در عهدهء كيست ومعنى لا بد للناس من وازع چيست . ستم از غمزه بياموز كه در مذهب عشق * هر عمل اجرى وهر كرده جزائي دارد چنانكه به اشاره گفتم من قاضى سعيد را از نوابغ نمىدانم وگفتار صاحب روضات الجنات وبامداد معاصر را مبالغه مىدانم ولى أو را دوست دارم كه از دورهء عمر خود استفاده كرده شرح توحيد صدوق نوشته در چهار جلد آنچه در غالب كتابخانهها موجودست سه جلد است واز جلد چهارم تنها اطلاع دادهاند وبطور كلى مرد كار كوشش بوده است كتابي بنام شرح أربعين نوشته كه قسمت مهم آن بچاپ رسيده . كتاب ديگرى بنام اربعينيات كه تا أواخر عمر به نوشتن آن مشتغل بوده واولين مقاله ورساله آن را در سال 1084 در قم نگاشته وموسوم بروح الصلاة يا حقيقة الصلاة است كه أو را با أستاذ بزرگوار خود مرحوم فيض هديه كرده است نگارنده ده رساله آن را كه در يك مجلد است در كتابخانه مجلس ديدهام وهم آن رسايل بضميمهء آثار ديگرى در