القاضي سعيد القمي
مقدمه 31
اسرار العبادات و حقيقة الصلوة ( فارسى )
خود را صرف خيرات كردند ووقف أمور علمي ومذهبي تحولات وتبدلات جهانى وعالم متغير چندين بار وقف را ملك وآثار سلف صالح را خلف طالح از بين برد وبر باد داد با اين أحوال آنچه تاكنون باقيمانده وبر جاى هست اگر با حسن نيت اداره شود به وزارت فرهنگ نيازى نخواهد بود ومن سعادت ملت إيران را در آن مىدانم كه پيش از ملى كردن هر صنعت دانش وفرهنگ خود را ملى كند . سخن در اين بود كه برخى بنام احتياط وپرهيزكارى وفرط تقوى دست بكار دنيا نمىزدند وبهويژه از قضاوت اجتناب مىكردند گفتارى از شيخ انصارى معروف است كه نقل آن پند وتوجيه آن سودمند است فرمودهاند كه در سه موضوع مهم اجتماعي سه نظر مختلف دارم پيشنمازى ، تدريس قضاوت در باب نخست قائل بتفصيل هستم ومىگويم اگر پيشنماز خلوص نيت دارد وقصد قربت قيام واقدام كند وگرنه نماز خود ومردم را فاسد نكند وبگردن نگيرد در باب تدريس مىگويم ومىآيمش از عهده بردن چه قصد خدا دارد وچه ندارد از تدريس امتناع نورزد واز آموزش سرباز نزند كه كار صواب است وشخص مثاب ولى در موضوع قضاوت مىگويم كه مطلقا بايد پرهيز كند به عقيدة من مقصود شيخ وساير بزرگان ( ابن بابويه در من لا يحضر باب اتقاء الحكومة باز كرده ) اين بوده است كه براي احراز اين مقام ورسيدن بكار قضائي مسابقت نكنند همينقدر كه من به الكفاية هست وأمور جمهور اداره مىشود اكتفا كنند وگرنه چنانكه در جاى خود گفتيم واشاره كرديم موارد وجوب نيز دارد تا آنجا كه من مىدانم صاحب ترجمه مردى دانشمند وعاليمقام وبهطورىكه دانستيم جامع معقول ومنقول ومجمع فروع وأصول است ودر مقدمه اربعينيات دعوى اجتهاد كرده ولازمه قضاوت رسمي نيز همين است ولى يادآورى اين نكته نيز بىفايده نخواهد بود كه در آن زمان هم افراد شايسته بودند وقبول خدمت را خلاف احتياط دانسته وبكار دولتي نپرداختهاند چنانكه در زمان خود مىبينيم چه بسيار شخصيتهاى لايق ومردان علم وهنر كه در گوشه انزوا خزيده ودر كنج عزلت مقام گرفته وكنج آزادگى وملك قناعت را گنج دانسته ونام مناعت بر آن گذاشته واز گرفتن مقام امتناع ورزيدهاند .