القاضي سعيد القمي
مقدمه 30
اسرار العبادات و حقيقة الصلوة ( فارسى )
كه راهى بواقع نمىبرد قضاوت كند لازم است بسراغ كساني برويد كه توانستهاند باين نزاع داخلي خاتمه داده وايجاد همآهنگى وسازش كرده باشند ونوع فقيهان چنين فكر مىكردند . سيد نعمة اللّه جزايرى گويد زلزلهاى در شيروان بوقوع رسيد وتلفات بسيارى داشت در مجلس سلطنت ودربار پادشاهى مذاكره بسيار در أطراف آن حادثه بود أستاذ ما فيض كاشاني فرموده بود كه اين پيشآمد نتيجة حيف وميل ورشوه قضات جور وصدور احكام نارواست اين محاوره در حدود خراسان بود سلطان گفت چون بازگشتيم درينباره فكرى خواهيم كرد ودر هر شهرستانى مجتهد عادلى را تعيين كرده كه به مرافعات مردم رسيدگى كند وهر فرومايه بكار قضاوت نپردازد مرحوم ملا محمد باقر سبزوارى صاحب ذخيرة وكفاية نام برده شد كه بأصفهان دعوت شود چه فقيهى عادل ومورد نظر واحترام بود شاه بفيض گفت اگر محقق سبزوارى تقاضاى ما را نپذيرد چه كنيم فيض فرمود بر أو واجب است كه بپذيرد واگر قبول نكرد بر تو واجب است أو را الزام بر قبول كنى ولى اين كار ميسر نشد زيرا سلطان در بين راه وفات كرد وبأصفهان نرسيد ولى اين فكر اصلاحى شاه سليمان را بر آن داشت كه مرحوم مجلسي دوم را شيخ الاسلامي دهد وقاضىالقضات كند وآن جناب قيام به وظيفة كرده واقدام بأمر بمعروف ونهى از منكر نمود تا دولت وملت همكارى كنند وسلطنت وروحانيت پشتيبان يكديگر شوند از پيش گفتهاند الدّين والسلطان توأمان هركس بناهاى دوران صفويه را ديده باشد كوشش اين پادشاهان را در انتشار معارف وصنايع وبهويژه علوم اسلامى مىداند ضمن آثار ومآثر آنان در مراكز علمي ومساجد شاهكارهاى صنعتى بچشم مىخورد كه أسباب اعجاب وموجب شگفتى دنياي معاصر است وهنوز هم مردم جهان به تماشاى نيم ديگر جهان يعنى أصفهان مىآيند وعكسبردارى مىكند وهمه اين آثار تاريخي رنگ مذهبي دارد كه مدتي است روى آن را زنگ گرفته بودم آهن كنون ازو زنگم اين علاقة پادشاهان صفوى بود كه بيش از نصف مملكت إيران بصورت وقف درآمد وايرانيان پاكدين براي تأمين سعادت اخروى وپاداش يوم الدين نيكوترين املاك