القاضي سعيد القمي
مقدمه 29
اسرار العبادات و حقيقة الصلوة ( فارسى )
قسمتى از آن را در كتابخانه همنام كرامى وحكيم نامى نواب سامى برادر مقامي ديدهام بخط مؤلف سپس در زيبائى خط داد سخن داده ودر اغراقگوئى افراط كرده است چه خط مؤلف در كتابخانهء اينجانب نيز كه افتخار همنامى دارم موجود است . مرحوم محمد على بامداد خراساني كه از قضاوت فاضل ودانشمند بودند در مقدمهاى كه بر شرح أربعين قاضى نوشته از صاحب روضات پيروى كرده است پندارى بحكم همكارى ومقام قضائي فقاهت قاضى را ستوده وچنين استدلال كرده است ( قضاوت دار العلمي مانند بلده قم بدو تفويض گرديده پيدا است كه بكمال فقاهتش اذعان داشتهاند ) اينجانب با اعتراف بهآنكه مسند قضاء وديگر مقامات مهم اجتماعي وظيفة دانشمندان عظام وعلماى اعلام است نه تنها قبول كردن وپذيرفتن بلكه در مقام خواستن ومطالبه برآمدن چون ديگر حقوق طبيعي واجتماعي كه خواستنى ومطالبهكردنى است ولى بدبختانه ومتاسفانه كمتر ديده شده كساني چون شيخ مفيد وشيخ طوسي وسيدين مرتضى ورضى ومحقق وعلامه حلى وخواجة نصير الدين وشيخ بهائى ومجلسي فكر كنند همكارى با دولت اسلامى را وظيفة دانند ودر عهده شناسند وميدان را براي ديگران باز نگذارند بسيارى از بزرگان بنام ومردم پارسا بنام تقوى وپرهيزكارى از اين مقام مهم كنارهگيرى كرده واز قضاوت اجتناب مىكردند با آنكه گاه احتياط خلاف احتياط است . سيد بن طاوس گويد يكى از خلفاى عباسى بمن پيشنهاد كرد كه قضاوت رسمي را بپذيرم وحكومت شرعي را فصل خصومت ورفع دعاوى كنم من جواب گفتم پنجاه سال است در يك مرافعه خصوصي ونزاع شخصي گرفتارم وهنوز توفيق نيافتهام وآن ترافع عقل ونفس ودين وهوا است عقل ودين مىگويند ما خواستار سعادت وسلامت تو هستيم وراهنماى بهشت نفس وهوا گويند اين بهشت نسيه ودنيا نقدست از قيامت خبري مىشنوى وما عاقل باع الوجود بدين سيلى نقد به از حلواى نسيه است از لذات يقيني ومحسوس ونقد به اميد آينده ونسيه نبايد صرفنظر كرد گاهى حكم بنفع عقل داده وگاهى بگفته هوا رفته وپيروى نفس كردهام واين دعوى هنوز خاتمه نيافته بلكه با مرور زمان ريشهدارتر ومحكمتر شده است كسى كه نتواند در يك قضية مربوط به خود قطع دعوى وفصل خصومت كند چگونه به خود حق مىدهد در دعاوى مختلف