القاضي سعيد القمي

مقدمه 22

اسرار العبادات و حقيقة الصلوة ( فارسى )

ولا تقولوا لمن القى إليكم السلام لست مؤمنا با منافقان معامله موافق مىفرمود واين معنى جهاد أكبر است أو با ديده نبوت مىدهد كه حقيقت از همان مجاز توليد شود با اينكه حكم بكفر مسلمانى كردن جرأت زيادى مىخواهد كه در كمتر مؤمني پيدا مىشود چه معنى تكفير اينست كه من يقين دارم وبىشك مىدانم كه نور ايمان وتابش دين از اين مرد مكفر رخت بربسته ودل أو را گسسته از پروردگار دانسته جز تيرگى وتاريكى كفر در قلب أو نيست وخون أو مباح است وچون كشته شود جسد وپيكر أو را احترام نيست واز همه حقوق حتى دفن محروم است اتصال أو از همه خويشاوندانش مقطوع واز درخواست آمرزش ممنوع‌اند حكم بكفر كسى كردن چنين معاني را در بر دارد ولذا علماء شيعه مبادرت بصدور چنين حكم نمىكنند مگر در مواقعى كه قابل تأويل نباشد وگفتار ورفتار كسى بىشبهه دليل ارتداد وكفر أو شود وپس از تحقيق دقيق حكم بارتداد صادر مىكردند مقتضاى آيات وأحاديث وروايات نيز همين است چه اگر همه درها را بروى أو بسته ببيند فقط روزنه‌اى كه تابش نور ايمان را حكايت كند باز باشد فطرت ايمان سارى وحكم تدرأ الحدود بالشبهات جارى مىشود . برو ديوانه را عاقل كن اى مرد * چه سود ار عاقلى ديوانه سازد گاهى تعبير بسوء تعبير مىكردند كه مقصود گوينده از اين عبارت معناى زننده نبوده قصور يا تقصير مربوط بفهم است بايد در آموزش وپرورش كوشيد واگر معلوم مىشد كه راستى شبهه‌اى در وى ايجاد شده ودر وهم افتاده چون يك طبيب دلسوز ومراقب در مقام علاج برآمده ودفع شبهه را آماده بودند علم بىعمل وبال است وقول بىفعل نكال بگفته فيض عليه الرحمة خواهى كه توحيد تو مسجل شود قبله يكتا كن واز غير خدا تبرى تا فعل تو مصدق قول تو باشد همه كس را در همه جا وهمه وقت بجناب أو راهست واز ظواهر وبواطن همه در همه حالي آگاه هيچ كافر را به خوارى منگريد * كه مسلمان گشتنش باشد اميد لقد كان لكم في رسول الله أسوة حسنة حضرت ختمى مرتبت ( ص ) از كفار ومشركان دلجوئى مىفرمود وحتى از صدقات مسلمانان به آنان سهم مىدادند