محمد نعيم
30
شرح مثنوى ( فارسى )
براى ثبوت نسخ است از جانب بنده كه تا ثبوت نسخ نفس الامر از جانب حق نباشد ، بنده هيچ حكمى را نسخ نتواند نمود . چرا كه قدرت بنده ، اثر قدرت حق است ؛ چون نسخ بنده موقوف است بر نسخ حق . بنابراين آيهء ما نَنْسَخْ را ايراد فرمودند . پس هر دو آيه بمجموعهما دليلاند بر ثبوت نسخ از جانب بنده . [ 1677 ] خلتم « 1 » سخريّة أهل السّمو * از نُبى برخوان تو تا أنسوكُم غرض از استدلال « 2 » آيهء أَنْسَوْكُمْ ذكريست و خذتم « 3 » سخريّة براى تتميم آيه ايراد فرمودند يا در ايراد كلمهء « خلتم « 4 » سخريّة » اشارت است به سوى معجزهء رسول - صلّى اللّه عليه و سلّم - كه در غرايب « 5 » معجزات و عجايب واقعات آن رسول - صلّى اللّه عليه و سلّم - منقول است . گويند روزى فصحاى عدنان و بلغاى قحطان دعوى كردند و اظهار نمودند كه سه كلمات در قرآن مجيد غير فصيح و از استعمال عرب دور و بعيد واقع شدند : يكى : لفظ عجاب « 6 » دويم « 7 » : لفظ كبّار سيوم : لفظ سخريّه اين خبر به گوش نيوش سرور كائنات رساندند . آن رسول خدا به زبان معجز بيان فرمود كه آن جماعت را حاضر سازيد « 8 » تا رنگ شبهه « 9 » و رنگ ريب از دلهايشان دور گردانم . چون در بساط فردوس نشاط آن جماعت حاضر شدند ، پيغمبر « 10 » خدا يكى از افصح ايشان را فرمود كه « اجلس ! » آن مرد بنشست . باز فرمود كه : « قم ! » .
--> ( 1 ) . س ، ش : خذتموا . ( 2 ) . س : مقصود . ( 3 ) . س ، ش : خذتموا . ( 4 ) . س ، ش : خذتموا . ( 5 ) . س : غرابت . ( 6 ) . س : عجايب . ( 7 ) . س ، ش : دوم . ( 8 ) . ش : سازند . ( 9 ) . ش : شبه . ( 10 ) . ش : پيغامبر .